قرآن - سورۀ حجر
چهارشنبه ۱۴۰۵/۰۵/۲۱
×
 
صفحه
٢٦٢
حزب
٥٣
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ
 
به نام خداوند بخشنده‌ی مهربان.
 
 
الر ۚ تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ وَقُرْآنٍ مُبِينٍ
‎‎(١)
 
الف لام را. آن است آیات کتاب و قرآن روشن و روشنگر.
 
 
رُبَمَا يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ كَانُوا مُسْلِمِينَ
‎‎(٢)
 
چه بسا کسانی که کفر ورزیدند، آرزو دارند که ای کاش مسلمان بودند.
 
 
ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَيَتَمَتَّعُوا وَيُلْهِهِمُ الْأَمَلُ ۖ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ
‎‎(٣)
 
آنان را رها کن تا بخورند و بهره‌مند شوند و آرزوها سرگرمشان کند. پس به زودی خواهند فهمید.
 
 
وَمَا أَهْلَكْنَا مِنْ قَرْيَةٍ إِلَّا وَلَهَا كِتَابٌ مَعْلُومٌ
‎‎(٤)
 
و ما اهل هیچ قریه‌ای را هلاک نکردیم، مگر آن که برای آن کتابی معلوم بود.
 
 
مَا تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَهَا وَمَا يَسْتَأْخِرُونَ
‎‎(٥)
 
هیچ اُمتی از اَجَل خود نه پیش می‌افتد و نه پس می‌ماند.
 
 
وَقَالُوا يَا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ
‎‎(٦)
 
و کافران گفتند: «ای کسی‌که ذکر بر او نازل شده، به یقین تو دیوانه‌ای.
 
 
لَوْ مَا تَأْتِينَا بِالْمَلَائِكَةِ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ
‎‎(٧)
 
اگر از راستگویانی، چرا فرشتگان را پیش ما نمی‌آوری؟»
 
 
مَا نُنَزِّلُ الْمَلَائِكَةَ إِلَّا بِالْحَقِّ وَمَا كَانُوا إِذًا مُنْظَرِينَ
‎‎(٨)
 
ما فرشتگان را جز بر اساس حق نمی‌فرستیم و در آن صورت دیگر کفار مهلت داده نمی‌شوند.
 
 
إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ
‎‎(٩)
 
به راستی ما خود، قرآن را نازل کردیم و ما خود، آن را نگاه‌داریم‌.
 
 
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ فِي شِيَعِ الْأَوَّلِينَ
‎‎(١٠)
 
و همانا ما پیش از تو، در میان اقوام و گروه‌های پیشین فرستادیم.
 
 
وَمَا يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ
‎‎(١١)
 
و هیچ پیامبری برایشان نمی‌آمد، مگر آن که به استهزای او می‌پرداختند.
 
 
كَذَٰلِكَ نَسْلُكُهُ فِي قُلُوبِ الْمُجْرِمِينَ
‎‎(١٢)
 
این‌گونه ما قرآن را در دل‌های مجرمان راه می‌دهیم.
 
 
لَا يُؤْمِنُونَ بِهِ ۖ وَقَدْ خَلَتْ سُنَّةُ الْأَوَّلِينَ
‎‎(١٣)
 
آنان به آن ایمان نمی‌آورند و سنّت کفّار پیشین نیز این‌گونه بوده است.
 
 
وَلَوْ فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَابًا مِنَ السَّمَاءِ فَظَلُّوا فِيهِ يَعْرُجُونَ
‎‎(١٤)
 
و اگر از آسمان دری بر روی آنان می‌گشودیم تا از آن بالا روند،
 
 
لَقَالُوا إِنَّمَا سُكِّرَتْ أَبْصَارُنَا بَلْ نَحْنُ قَوْمٌ مَسْحُورُونَ
‎‎(١٥)
 
قطعاً می‌گفتند: «در حقیقت ما چشم‌بندی شده‌ایم، بلکه ما قومی جادو شده‌ایم.»
 
 
صفحه
٢٦٣
وَلَقَدْ جَعَلْنَا فِي السَّمَاءِ بُرُوجًا وَزَيَّنَّاهَا لِلنَّاظِرِينَ
‎‎(١٦)
 
و ما در آسمان برج‌هایی قرار دادیم و آن را برای بینندگان آراستیم.
 
 
وَحَفِظْنَاهَا مِنْ كُلِّ شَيْطَانٍ رَجِيمٍ
‎‎(١٧)
 
و آنها را از هر شیطان رانده‌شده‌ای، حفظ کردیم.
 
 
إِلَّا مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ مُبِينٌ
‎‎(١٨)
 
مگر آن که دزدانه گوش فراداد، که شهابی روشن او را دنبال نمود.
 
 
وَالْأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنْبَتْنَا فِيهَا مِنْ كُلِّ شَيْءٍ مَوْزُونٍ
‎‎(١٩)
 
و زمین را گستراندیم و در آن کوه‌های استوار افکندیم و در آن از هر چیزِ سنجیده و به اندازه‌ای، رویاندیم.
 
 
وَجَعَلْنَا لَكُمْ فِيهَا مَعَايِشَ وَمَنْ لَسْتُمْ لَهُ بِرَازِقِينَ
‎‎(٢٠)
 
و در آن زمین، برای شما و آن که شما روزی‌دهنده او نیستید، وسیله‌ی زندگی قرار دادیم.
 
 
وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ
‎‎(٢١)
 
و هیچ چیز نیست مگر آن که منابع و گنجینه‌های آن نزد ماست. و ما جز به مقدار معین فرونمی‌فرستیم.‌
 
 
وَأَرْسَلْنَا الرِّيَاحَ لَوَاقِحَ فَأَنْزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَسْقَيْنَاكُمُوهُ وَمَا أَنْتُمْ لَهُ بِخَازِنِينَ
‎‎(٢٢)
 
و بادها را برای بارور ساختن فرستادیم و از آسمان آبی نازل کردیم، پس شما را بدان سیراب نمودیم، در حالی که شما ذخیره‌کننده‌ی آن نیستید، و توان آن را هم ندارید.
 
 
وَإِنَّا لَنَحْنُ نُحْيِي وَنُمِيتُ وَنَحْنُ الْوَارِثُونَ
‎‎(٢٣)
 
و البتّه این ماییم که زنده می‌کنیم و می‌میرانیم. و ماییم که وارث می‌شویم.
 
 
وَلَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَقْدِمِينَ مِنْكُمْ وَلَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَأْخِرِينَ
‎‎(٢٤)
 
و بدون شک، ما به پیشینیان از شما علم داریم و به آیندگان نیز آگاهیم.
 
 
وَإِنَّ رَبَّكَ هُوَ يَحْشُرُهُمْ ۚ إِنَّهُ حَكِيمٌ عَلِيمٌ
‎‎(٢٥)
 
و همانا پروردگار توست که همه‌ی آنان را محشور خواهد کرد، زیرا که او حکیم و علیم است.
 
 
وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ
‎‎(٢٦)
 
و به راستی ما انسان را از گِلِ خشکیده‌ای که از گِلِ بدبوی گرفته شده بود، آفریدیم.
 
 
وَالْجَانَّ خَلَقْنَاهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نَارِ السَّمُومِ
‎‎(٢٧)
 
و قبل از انسان، جنّ را از آتشی سوزان و نافذ آفریدیم.
 
 
وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِنْ صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ
‎‎(٢٨)
 
و آن‌گاه که پروردگارت به فرشتگان گفت: «همانا من بشری را از گِلی خشکیده، سیاه و بدبو خلق می‌کنم.
 
 
فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ
‎‎(٢٩)
 
پس هرگاه معتدل و استوارش ساختم و از روح خود در او دمیدم، سجده‌کنان پیش او بیفتید.»
 
 
فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ
‎‎(٣٠)
 
پس فرشتگان همگی با هم و یک‌سره سجده کردند،
 
 
إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَىٰ أَنْ يَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ
‎‎(٣١)
 
جز ابلیس که از بودنِ با سجده‌کنان، خودداری ورزید.
 
 
صفحه
٢٦٤
قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا لَكَ أَلَّا تَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ
‎‎(٣٢)
 
فرمود: «ای ابلیس! تو را چه شده که همراه سجده‌کنان نیستی؟»
 
 
قَالَ لَمْ أَكُنْ لِأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِنْ صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ
‎‎(٣٣)
 
گفت: «من این‌گونه نیستم که برای بشری که او را از گِلی خشکیده، سیاه و بدبو آفریده‌ای، سجده کنم.»
 
 
قَالَ فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَجِيمٌ
‎‎(٣٤)
 
فرمود: «پس از صف فرشتگان خارج شو که همانا تو رانده شده‌ای.
 
 
وَإِنَّ عَلَيْكَ اللَّعْنَةَ إِلَىٰ يَوْمِ الدِّينِ
‎‎(٣٥)
 
و البتّه تا روز جزا بر تو لعنت خواهد بود.»
 
 
قَالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِي إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ
‎‎(٣٦)
 
گفت: «پروردگارا! پس مرا تا روزی که مردم برانگیخته شوند، مهلت بده!»
 
 
قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ
‎‎(٣٧)
 
فرمود: «همانا تو از مهلت‌یافتگانی.
 
 
إِلَىٰ يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ
‎‎(٣٨)
 
تا روزی که وقت آن معلوم است.»
 
 
قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَلَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ
‎‎(٣٩)
 
گفت: «پروردگارا! به سبب آن که مرا گمراه ساختی، من هم در زمین برایشان می‌آرایم و همه را فریب خواهم داد.
 
 
إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ
‎‎(٤٠)
 
مگر بندگانت را که خالص‌شدگانند.»
 
 
قَالَ هَـٰذَا صِرَاطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ
‎‎(٤١)
 
فرمود: «این راه مستقیمی است که خود بر عهده دارم.
 
 
إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ إِلَّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغَاوِينَ
‎‎(٤٢)
 
همانا برای تو بر بندگان من تسلطّی نیست، مگر بر گمراهانی که تو را پیروی کنند.
 
 
وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ
‎‎(٤٣)
 
و البته دوزخ وعده‌گاه همگی آنهاست.
 
 
لَهَا سَبْعَةُ أَبْوَابٍ لِكُلِّ بَابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ
‎‎(٤٤)
 
هفت در دارد، برای هر در بخشی از آن گمراهان تقسیم شده‌اند.»
 
 
إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ
‎‎(٤٥)
 
همانا پرهیزکاران در باغ‌ها و چشمه‌سارانند.
 
 
ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ آمِنِينَ
‎‎(٤٦)
 
«با سلامت و امنیت به باغ‌ها وارد شوید.»
 
 
وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ إِخْوَانًا عَلَىٰ سُرُرٍ مُتَقَابِلِينَ
‎‎(٤٧)
 
و ما هرگونه کینه‌ای را در سینه‌های آنان برکنده‌ایم، برادرانه بر تخت‌ها روبروی یکدیگرند.
 
 
لَا يَمَسُّهُمْ فِيهَا نَصَبٌ وَمَا هُمْ مِنْهَا بِمُخْرَجِينَ
‎‎(٤٨)
 
در آنجا هیچ‌گونه رنجی به آنان نمی‌رسد، و از آنجا بیرون رانده نمی‌شوند.
 
 
نَبِّئْ عِبَادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ
‎‎(٤٩)
 
به بندگانم خبر ده که من بسیار بخشنده و مهربانم.
 
 
وَأَنَّ عَذَابِي هُوَ الْعَذَابُ الْأَلِيمُ
‎‎(٥٠)
 
و البته عذاب من نیز همان عذاب دردناک است.
 
 
وَنَبِّئْهُمْ عَنْ ضَيْفِ إِبْرَاهِيمَ
‎‎(٥١)
 
و آنان را از مهمانان ابراهیم خبر ده.
 
 
صفحه
٢٦٥
إِذْ دَخَلُوا عَلَيْهِ فَقَالُوا سَلَامًا قَالَ إِنَّا مِنْكُمْ وَجِلُونَ
‎‎(٥٢)
 
آن‌گاه که بر او وارد شدند و سلام کردند. گفت: «ما از شما بیمناکیم!»
 
 
قَالُوا لَا تَوْجَلْ إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَامٍ عَلِيمٍ
‎‎(٥٣)
 
گفتند: «مترس! ما تو را به پسری دانا مژده می‌دهیم.»
 
 
قَالَ أَبَشَّرْتُمُونِي عَلَىٰ أَنْ مَسَّنِيَ الْكِبَرُ فَبِمَ تُبَشِّرُونَ
‎‎(٥٤)
 
ابراهیم گفت: «آیا با این که پیریِ من فرارسیده، مرا چنین بشارتی می‌دهید؟ پس به چه چیز بشارت می‌دهید!»
 
 
قَالُوا بَشَّرْنَاكَ بِالْحَقِّ فَلَا تَكُنْ مِنَ الْقَانِطِينَ
‎‎(٥٥)
 
گفتند: «ما تو را به حقیقت بشارت دادیم، پس از ناامیدان مباش!»
 
 
قَالَ وَمَنْ يَقْنَطُ مِنْ رَحْمَةِ رَبِّهِ إِلَّا الضَّالُّونَ
‎‎(٥٦)
 
گفت: «جز گمراهان چه کسی از رحمت پروردگارش مأیوس می‌شود؟»
 
 
قَالَ فَمَا خَطْبُكُمْ أَيُّهَا الْمُرْسَلُونَ
‎‎(٥٧)
 
سپس گفت: «ای فرستادگان ! کار شما چیست؟»
 
 
قَالُوا إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَىٰ قَوْمٍ مُجْرِمِينَ
‎‎(٥٨)
 
گفتند: «ما به سوی قومی تبهکار فرستاده شده‌ایم .
 
 
إِلَّا آلَ لُوطٍ إِنَّا لَمُنَجُّوهُمْ أَجْمَعِينَ
‎‎(٥٩)
 
مگر خاندان لوط که ما آنان را نجات می‌دهیم.
 
 
إِلَّا امْرَأَتَهُ قَدَّرْنَا ۙ إِنَّهَا لَمِنَ الْغَابِرِينَ
‎‎(٦٠)
 
مگر همسرش را که مقدّر کرده‌ایم از بازماندگان باشد.»
 
 
فَلَمَّا جَاءَ آلَ لُوطٍ الْمُرْسَلُونَ
‎‎(٦١)
 
پس چون فرستادگان به سراغ خاندان لوط آمدند،
 
 
قَالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ مُنْكَرُونَ
‎‎(٦٢)
 
گفت: «شما گروهی ناشناس هستید!»
 
 
قَالُوا بَلْ جِئْنَاكَ بِمَا كَانُوا فِيهِ يَمْتَرُونَ
‎‎(٦٣)
 
گفتند: «در واقع ما آنچه را درباره‌اش تردید داشتند، برای تو آورده‌ایم.
 
 
وَأَتَيْنَاكَ بِالْحَقِّ وَإِنَّا لَصَادِقُونَ
‎‎(٦٤)
 
و ما به حقّ نزد تو آمده‌ایم و قطعاً ما راستگویانیم.
 
 
فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِنَ اللَّيْلِ وَاتَّبِعْ أَدْبَارَهُمْ وَلَا يَلْتَفِتْ مِنْكُمْ أَحَدٌ وَامْضُوا حَيْثُ تُؤْمَرُونَ
‎‎(٦٥)
 
پس خاندانت را پاسی از شب حرکت بده و خودت از پشت سرشان برو و هیچ‌یک از شما توجّه نکند. به آنجا که مأمور شده‌اید، بروید.»
 
 
وَقَضَيْنَا إِلَيْهِ ذَٰلِكَ الْأَمْرَ أَنَّ دَابِرَ هَـٰؤُلَاءِ مَقْطُوعٌ مُصْبِحِينَ
‎‎(٦٦)
 
و به لوط این امر حتمی را رساندیم که ریشه این گروهِ ، صبحگاهان قطع شده است.
 
 
وَجَاءَ أَهْلُ الْمَدِينَةِ يَسْتَبْشِرُونَ
‎‎(٦٧)
 
و اهل شهر شادی‌کنان آمدند.
 
 
قَالَ إِنَّ هَـٰؤُلَاءِ ضَيْفِي فَلَا تَفْضَحُونِ
‎‎(٦٨)
 
لوط گفت: «اینان مهمانان منند، آبروی مرا نبرید.
 
 
وَاتَّقُوا اللَّهَ وَلَا تُخْزُونِ
‎‎(٦٩)
 
و از خدا پروا کنید و مرا خوار و شرمنده مسازید.»
 
 
قَالُوا أَوَلَمْ نَنْهَكَ عَنِ الْعَالَمِينَ
‎‎(٧٠)
 
آنها گفتند: «آیا ما تو را از مردم منع نکردیم؟»
 
 
صفحه
٢٦٦
قَالَ هَـٰؤُلَاءِ بَنَاتِي إِنْ كُنْتُمْ فَاعِلِينَ
‎‎(٧١)
 
گفت: «اگر شما قصد کاری دارید، اینها دختران منند. »
 
 
لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ
‎‎(٧٢)
 
به جان تو سوگند! که آنان در مستی خود سرگردان بودند.
 
 
فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ مُشْرِقِينَ
‎‎(٧٣)
 
پس به هنگام طلوع آفتاب، صیحه‌ای مرگبار آنان را فراگرفت.
 
 
فَجَعَلْنَا عَالِيَهَا سَافِلَهَا وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِمْ حِجَارَةً مِنْ سِجِّيلٍ
‎‎(٧٤)
 
پس آن شهر را زیر و رو کردیم و بر آنان سنگ‌هایی از گِلِ سخت باراندیم.
 
 
إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِلْمُتَوَسِّمِينَ
‎‎(٧٥)
 
همانا در این ، برای اشارت‌فهمان و تیزبینان، نشانه‌هایی روشن است.
 
 
وَإِنَّهَا لَبِسَبِيلٍ مُقِيمٍ
‎‎(٧٦)
 
و آن سرزمین، در کنار راه پا برجاست.
 
 
إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةً لِلْمُؤْمِنِينَ
‎‎(٧٧)
 
همانا در این ماجرا برای مؤمنان نشانه‌ای روشن است.
 
 
وَإِنْ كَانَ أَصْحَابُ الْأَيْكَةِ لَظَالِمِينَ
‎‎(٧٨)
 
و به راستی اهالی سرزمین اَیکه ستمگر بودند.
 
 
فَانْتَقَمْنَا مِنْهُمْ وَإِنَّهُمَا لَبِإِمَامٍ مُبِينٍ
‎‎(٧٩)
 
پس از آنان انتقام گرفتیم. و همانا این دو منطقه، در برابر چشمان شما آشکار است.
 
 
وَلَقَدْ كَذَّبَ أَصْحَابُ الْحِجْرِ الْمُرْسَلِينَ
‎‎(٨٠)
 
و اهالی حِجر نیز، پیامبران را تکذیب کردند.
 
 
وَآتَيْنَاهُمْ آيَاتِنَا فَكَانُوا عَنْهَا مُعْرِضِينَ
‎‎(٨١)
 
و ما آیات خود را به آنان ارائه دادیم، ولی آنها از آیات ما روی‌گردان شدند.
 
 
وَكَانُوا يَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا آمِنِينَ
‎‎(٨٢)
 
و آنان، خانه‌هایی امن در دل کوه‌ها می‌تراشیدند.
 
 
فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ مُصْبِحِينَ
‎‎(٨٣)
 
صیحه ، صبحگاهان آنان را فراگرفت.
 
 
فَمَا أَغْنَىٰ عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَكْسِبُونَ
‎‎(٨٤)
 
و آنچه به دست آورده بودند، به کارشان نیامد.
 
 
وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ ۗ وَإِنَّ السَّاعَةَ لَآتِيَةٌ ۖ فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِيلَ
‎‎(٨٥)
 
و ما آسمان‌ها و زمین و آنچه را میان آنهاست، جز به حق نیافریدیم. و قطعاً ساعت قیامت آمدنی است، پس به نیکویی صرف نظر کن.
 
 
إِنَّ رَبَّكَ هُوَ الْخَلَّاقُ الْعَلِيمُ
‎‎(٨٦)
 
به راستی پروردگار تو همان آفریدگار داناست.
 
 
وَلَقَدْ آتَيْنَاكَ سَبْعًا مِنَ الْمَثَانِي وَالْقُرْآنَ الْعَظِيمَ
‎‎(٨٧)
 
و به یقین ما سبع المثانی و قرآن بزرگ را به تو دادیم.
 
 
لَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَىٰ مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِنْهُمْ وَلَا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ
‎‎(٨٨)
 
به آنچه که ما با آن گروه‌هایی از کفار را کامیاب کرده‌ایم، چشم مدوز. و بر آنان اندوه مخور و بال محبت خویش را برای مؤمنان فروگستر.
 
 
وَقُلْ إِنِّي أَنَا النَّذِيرُ الْمُبِينُ
‎‎(٨٩)
 
و بگو: «من، همان هشداردهنده‌ی روشنگرم!»
 
 
كَمَا أَنْزَلْنَا عَلَى الْمُقْتَسِمِينَ
‎‎(٩٠)
 
همان‌گونه که بر تجزیه‌کنندگان فرستادیم.
 
 
صفحه
٢٦٧
الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ
‎‎(٩١)
 
آنان که قرآن را قطعه قطعه کردند.
 
 
فَوَرَبِّكَ لَنَسْأَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ
‎‎(٩٢)
 
پس به پروردگارت سوگند، ما از همه آنان بازخواست خواهیم کرد،
 
 
عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ
‎‎(٩٣)
 
از آنچه انجام می‌داده‌اند.
 
 
فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ
‎‎(٩٤)
 
پس آنچه را بدان مأمور شده‌ای، آشکار کن و از مشرکان روی گردان.
 
 
إِنَّا كَفَيْنَاكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ
‎‎(٩٥)
 
همانا ما استهزاکنندگان را از تو بازداشته‌ایم.
 
 
الَّذِينَ يَجْعَلُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَـٰهًا آخَرَ ۚ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ
‎‎(٩٦)
 
همانان که معبود دیگری را در کنار خداوند قرار می‌دهند. پس به زودی حقیقت را خواهند فهمید.
 
 
وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِمَا يَقُولُونَ
‎‎(٩٧)
 
البتّه ما می‌دانیم که سینه‌ات به خاطر آنچه می‌گویند، تنگ می‌شود.
 
 
فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُنْ مِنَ السَّاجِدِينَ
‎‎(٩٨)
 
پس پروردگارت را با سپاس و ستایش، به پاکی یاد کن و از سجده‌کنندگان باش.
 
 
وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّىٰ يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ
‎‎(٩٩)
 
و پروردگارت را پرستش کن، تا امر یقینیِ بر تو فرارسد.
 
سوره قبلیسوره بعدی
سورۀ الحجر (99 آیه)