قرآن - سورۀ مریم
چهارشنبه ۱۴۰۵/۰۵/۲۱
×
 
صفحه
٣٠٥
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ
 
به نام خداوند بخشنده‌ی مهربان.
 
 
كهيعص
‎‎(١)
 
كاف، ها، یا، عین، صاد.
 
 
ذِكْرُ رَحْمَتِ رَبِّكَ عَبْدَهُ زَكَرِيَّا
‎‎(٢)
 
یادی است از لطف پروردگارت به بنده‌اش زكریا.
 
 
إِذْ نَادَىٰ رَبَّهُ نِدَاءً خَفِيًّا
‎‎(٣)
 
هنگامی كه پروردگارش را با ندایی پنهان خواند.
 
 
قَالَ رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي وَاشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْبًا وَلَمْ أَكُنْ بِدُعَائِكَ رَبِّ شَقِيًّا
‎‎(٤)
 
گفت: «پروردگارا! به راستی استخوانم سست، و سرم از پیری، سپید شده است. و پروردگارا! من هرگز در دعا به پیشگاهت محروم نبوده‌ام.
 
 
وَإِنِّي خِفْتُ الْمَوَالِيَ مِنْ وَرَائِي وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِرًا فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا
‎‎(٥)
 
و من برای پس از خود، از بستگانم بیمناكم. و همسرم نازا بوده است، پس از جانب خود جانشینی به من عطا فرما!
 
 
يَرِثُنِي وَيَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ ۖ وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّا
‎‎(٦)
 
كه وارث من و دودمان یعقوب باشد. و پروردگارا! او را پسندیده قرار ده!»
 
 
يَا زَكَرِيَّا إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَامٍ اسْمُهُ يَحْيَىٰ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ مِنْ قَبْلُ سَمِيًّا
‎‎(٧)
 
«ای زكریا! ما تو را به پسری نوید می‌دهیم كه نامش یحیی است. پیش از این همنامی برای او قرار نداده‌ایم.»
 
 
قَالَ رَبِّ أَنَّىٰ يَكُونُ لِي غُلَامٌ وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِرًا وَقَدْ بَلَغْتُ مِنَ الْكِبَرِ عِتِيًّا
‎‎(٨)
 
گفت: «پروردگارا! چگونه برای من پسری خواهد بود در حالی كه همسرم نازا بوده است و خود نیز از پیری به فرتوتی رسیده‌ام؟!»
 
 
قَالَ كَذَٰلِكَ قَالَ رَبُّكَ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَقَدْ خَلَقْتُكَ مِنْ قَبْلُ وَلَمْ تَكُ شَيْئًا
‎‎(٩)
 
گفت: «چنین است پروردگارت فرمود: این بر من آسان است، و من تو را پیش از این آفریدم، در حالی كه چیزی نبودی.»
 
 
قَالَ رَبِّ اجْعَلْ لِي آيَةً ۚ قَالَ آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلَاثَ لَيَالٍ سَوِيًّا
‎‎(١٠)
 
گفت: «پروردگارا! برای من نشانه‌ای قرار ده » فرمود: «نشانه تو آن است كه تا سه شبانه‌روز با مردم سخن نخواهی گفت، »
 
 
فَخَرَجَ عَلَىٰ قَوْمِهِ مِنَ الْمِحْرَابِ فَأَوْحَىٰ إِلَيْهِمْ أَنْ سَبِّحُوا بُكْرَةً وَعَشِيًّا
‎‎(١١)
 
آن‌گاه از محراب عبادت به سوی مردمش بیرون شد، پس به آنان اشاره كرد كه: بامدادان و شامگاهان خدا را تسبیح گویید.»
 
 
صفحه
٣٠٦
يَا يَحْيَىٰ خُذِ الْكِتَابَ بِقُوَّةٍ ۖ وَآتَيْنَاهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا
‎‎(١٢)
 
«ای یحیی! كتاب را با قدرت بگیر و در كودكی به او حكمت دادیم.
 
 
وَحَنَانًا مِنْ لَدُنَّا وَزَكَاةً ۖ وَكَانَ تَقِيًّا
‎‎(١٣)
 
و نیز از جانب خود، مهربانی و پاكی به او دادیم و او تقواپیشه بود.
 
 
وَبَرًّا بِوَالِدَيْهِ وَلَمْ يَكُنْ جَبَّارًا عَصِيًّا
‎‎(١٤)
 
و نسبت به پدر و مادرش نیكوكار بود و هرگز سركش و نافرمان نبود.
 
 
وَسَلَامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَيَوْمَ يَمُوتُ وَيَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا
‎‎(١٥)
 
و سلامی بر او باد، روزی که زاده شد و روزی که می‌میرد و روزی که زنده برانگیخته می‌شود.
 
 
وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مَرْيَمَ إِذِ انْتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِهَا مَكَانًا شَرْقِيًّا
‎‎(١٦)
 
و در این كتاب، مریم را یاد كن، هنگامی كه از خاندانش جدا شد و در مكانی شرقی قرار گرفت.
 
 
فَاتَّخَذَتْ مِنْ دُونِهِمْ حِجَابًا فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِيًّا
‎‎(١٧)
 
آن‌گاه دور از دیگران، برای خود پرده‌ای قرار داد. پس ما روح خود، را به سوی او فرستادیم که به شكل انسانی خوش‌اندام بر او نمایان شد.
 
 
قَالَتْ إِنِّي أَعُوذُ بِالرَّحْمَـٰنِ مِنْكَ إِنْ كُنْتَ تَقِيًّا
‎‎(١٨)
 
گفت: «من از تو به رحمان پناه می‌برم، اگر پرهیزكاری !»
 
 
قَالَ إِنَّمَا أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلَامًا زَكِيًّا
‎‎(١٩)
 
گفت: «همانا من فرستاده‌ی پروردگار توام، تا پسری پاكیزه به تو ببخشم.»
 
 
قَالَتْ أَنَّىٰ يَكُونُ لِي غُلَامٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ وَلَمْ أَكُ بَغِيًّا
‎‎(٢٠)
 
گفت: «چگونه ممكن است برای من فرزندی باشد؟ در حالی كه دست هیچ بشری به من نرسیده است، و بدكاره هم نبوده‌ام؟»
 
 
قَالَ كَذَٰلِكِ قَالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ ۖ وَلِنَجْعَلَهُ آيَةً لِلنَّاسِ وَرَحْمَةً مِنَّا ۚ وَكَانَ أَمْرًا مَقْضِيًّا
‎‎(٢١)
 
گفت: چنین است! پروردگارت فرمود: این كار بر من آسان است و برای این که او را برای مردم نشانه‌ای و رحمتی از جانب خویش قرار دهیم، و این كاری است شدنی و قطعی.»
 
 
حزب
٦٢
فَحَمَلَتْهُ فَانْتَبَذَتْ بِهِ مَكَانًا قَصِيًّا
‎‎(٢٢)
 
پس مریم باردار شد و با وی در مكانی دور خلوت گزید.
 
 
فَأَجَاءَهَا الْمَخَاضُ إِلَىٰ جِذْعِ النَّخْلَةِ قَالَتْ يَا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هَـٰذَا وَكُنْتُ نَسْيًا مَنْسِيًّا
‎‎(٢٣)
 
آن‌گاه دردِ زایمان او را به سوی تنه‌ی درخت خرمایی كشاند. گفت: «ای كاش پیش از این مرده بودم، و فراموش شده بودم.»
 
 
فَنَادَاهَا مِنْ تَحْتِهَا أَلَّا تَحْزَنِي قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيًّا
‎‎(٢٤)
 
پس، از فرودست او را صدا زد كه: « غم مخور! همانا پروردگارت زیر تو چشمه‌ی آبی روان ساخت.
 
 
وَهُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسَاقِطْ عَلَيْكِ رُطَبًا جَنِيًّا
‎‎(٢٥)
 
و شاخه‌ی این نخل را به سوی خود تكان بده، رطب تازه بر تو فرو ریزد.
 
 
صفحه
٣٠٧
فَكُلِي وَاشْرَبِي وَقَرِّي عَيْنًا ۖ فَإِمَّا تَرَيِنَّ مِنَ الْبَشَرِ أَحَدًا فَقُولِي إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمَـٰنِ صَوْمًا فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنْسِيًّا
‎‎(٢٦)
 
پس بخور و بنوش و چشمت را روشن بدار. پس اگر کسی از آدمیان را دیدی، بگو: «من برای رحمان، روزه‌ی سکوت نذر کرده‌ام، بنابراین امروز با هیچ انسانی سخن نخواهم گفت.»
 
 
فَأَتَتْ بِهِ قَوْمَهَا تَحْمِلُهُ ۖ قَالُوا يَا مَرْيَمُ لَقَدْ جِئْتِ شَيْئًا فَرِيًّا
‎‎(٢٧)
 
پس مریم در حالی که نوزادش را در آغوش گرفته بود، او را نزد قوم خود آورد. گفتند: «ای مریم! به راستی کار بسیار ناپسندی مرتکب شده‌ای.
 
 
يَا أُخْتَ هَارُونَ مَا كَانَ أَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍ وَمَا كَانَتْ أُمُّكِ بَغِيًّا
‎‎(٢٨)
 
ای خواهر هارون! پدرت مرد بدی نبود، و مادرت بدکاره نبود.»
 
 
فَأَشَارَتْ إِلَيْهِ ۖ قَالُوا كَيْفَ نُكَلِّمُ مَنْ كَانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا
‎‎(٢٩)
 
پس مریم به نوزادش اشاره کرد . گفتند: «چگونه با کسی که در گهواره کودک است سخن بگوییم؟»
 
 
قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا
‎‎(٣٠)
 
گفت: «منم بنده‌ی خدا! او به من کتاب داده و مرا پیامبر کرده است.
 
 
وَجَعَلَنِي مُبَارَكًا أَيْنَ مَا كُنْتُ وَأَوْصَانِي بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيًّا
‎‎(٣١)
 
و هرجا که باشم، خداوند مرا مایه‌ی برکت قرار داده، و تا زنده‌ام مرا به نماز و زکات سفارش کرده است.
 
 
وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا
‎‎(٣٢)
 
و مرا نسبت به مادرم نیکوکار قرار داده، و ستمگر و سنگدل قرار نداده است.
 
 
وَالسَّلَامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدْتُ وَيَوْمَ أَمُوتُ وَيَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا
‎‎(٣٣)
 
و درود بر من، روزی که زاده شدم، و روزی که می‌میرم، و روزی که زنده برانگیخته می‌شوم.»
 
 
ذَٰلِكَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ ۚ قَوْلَ الْحَقِّ الَّذِي فِيهِ يَمْتَرُونَ
‎‎(٣٤)
 
این است عیسی، پسر مریم؛ گفتار درستی که در آن شک می‌کنند.
 
 
مَا كَانَ لِلَّهِ أَنْ يَتَّخِذَ مِنْ وَلَدٍ ۖ سُبْحَانَهُ ۚ إِذَا قَضَىٰ أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
‎‎(٣٥)
 
شایسته نیست که خداوند فرزندی برگزیند، او منزّه است، هرگاه انجام کاری را اراده کند، همین‌قدر که بگوید: موجود باش، بی‌درنگ موجود می‌شود.
 
 
وَإِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ ۚ هَـٰذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ
‎‎(٣٦)
 
و «در حقیقت خدا پروردگار من و پروردگار شماست، پس او را بپرستید که راه مستقیم، همین است.»
 
 
فَاخْتَلَفَ الْأَحْزَابُ مِنْ بَيْنِهِمْ ۖ فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ مَشْهَدِ يَوْمٍ عَظِيمٍ
‎‎(٣٧)
 
پس گروه‌هایی از میان پیروانش به اختلاف پرداختند، پس وای بر کافران از حضور در روز بزرگ .
 
 
أَسْمِعْ بِهِمْ وَأَبْصِرْ يَوْمَ يَأْتُونَنَا ۖ لَـٰكِنِ الظَّالِمُونَ الْيَوْمَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ
‎‎(٣٨)
 
چه خوب شنوا و بینایند روزی که به سوی ما می‌آیند، ولی ستمگران امروز در گمراهیِ آشکارند.
 
 
صفحه
٣٠٨
وَأَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِيَ الْأَمْرُ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ وَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ
‎‎(٣٩)
 
و آنان را از روز ندامت و حسرت، بترسان، آن هنگام که کار تمام شود آنان در غفلتند و ایمان نمی‌آورند.
 
 
إِنَّا نَحْنُ نَرِثُ الْأَرْضَ وَمَنْ عَلَيْهَا وَإِلَيْنَا يُرْجَعُونَ
‎‎(٤٠)
 
تنها ماییم که زمین و اهلش را به ارث می‌بریم و به سوی ما بازگردانده می‌شوند.
 
 
وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِبْرَاهِيمَ ۚ إِنَّهُ كَانَ صِدِّيقًا نَبِيًّا
‎‎(٤١)
 
و در این کتاب، ابراهیم را یاد کن، که او پیامبری راستگو و راست‌کردار بود.
 
 
إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ يَا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ مَا لَا يَسْمَعُ وَلَا يُبْصِرُ وَلَا يُغْنِي عَنْكَ شَيْئًا
‎‎(٤٢)
 
آن‌گاه که به پدرش ، گفت: «ای پدر! چرا چیزی را می‌پرستی که نمی‌شنود و نمی‌بیند و تو را از هیچ چیز بی‌نیاز نمی‌کند؟!
 
 
يَا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جَاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ مَا لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِرَاطًا سَوِيًّا
‎‎(٤٣)
 
ای پدر! به راستی دانشی برای من آمده که برای تو نیامده است؛ بنابراین، از من پیروی کن تا تو را به راه راست هدایت کنم.
 
 
يَا أَبَتِ لَا تَعْبُدِ الشَّيْطَانَ ۖ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلرَّحْمَـٰنِ عَصِيًّا
‎‎(٤٤)
 
ای پدر! شیطان را پرستش مکن، که شیطان رحمان را نافرمان است.
 
 
يَا أَبَتِ إِنِّي أَخَافُ أَنْ يَمَسَّكَ عَذَابٌ مِنَ الرَّحْمَـٰنِ فَتَكُونَ لِلشَّيْطَانِ وَلِيًّا
‎‎(٤٥)
 
ای پدر! من می‌ترسم که از جانب رحمان عذابی به تو رسد، و تو برای شیطان دوست و یاور باشی.»
 
 
قَالَ أَرَاغِبٌ أَنْتَ عَنْ آلِهَتِي يَا إِبْرَاهِيمُ ۖ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ لَأَرْجُمَنَّكَ ۖ وَاهْجُرْنِي مَلِيًّا
‎‎(٤٦)
 
گفت: «ای ابراهیم! آیا از خدایان من بیزاری؟ اگر دست برنداری، قطعاً تو را سنگسار خواهم کرد و برای مدّتی طولانی از من دور شو!»
 
 
قَالَ سَلَامٌ عَلَيْكَ ۖ سَأَسْتَغْفِرُ لَكَ رَبِّي ۖ إِنَّهُ كَانَ بِي حَفِيًّا
‎‎(٤٧)
 
گفت: «بدرود! به زودی از پروردگارم برای تو آمرزش می‌خواهم، زیرا او همواره نسبت به من بسیار مهربان بوده است.
 
 
وَأَعْتَزِلُكُمْ وَمَا تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَأَدْعُو رَبِّي عَسَىٰ أَلَّا أَكُونَ بِدُعَاءِ رَبِّي شَقِيًّا
‎‎(٤٨)
 
و من از شما و آنچه غیر خدا می‌خوانید، کناره می‌گیرم و پروردگارم را می‌خوانم. امیدوارم که در خواندن پروردگارم محروم نمانم.»
 
 
فَلَمَّا اعْتَزَلَهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ ۖ وَكُلًّا جَعَلْنَا نَبِيًّا
‎‎(٤٩)
 
چون ابراهیم از مشرکان و از آنچه به جای خدا می‌پرستیدند، کناره گرفت، ما اسحاق و یعقوب را به او بخشیدیم و همه را پیامبر قرار دادیم.
 
 
وَوَهَبْنَا لَهُمْ مِنْ رَحْمَتِنَا وَجَعَلْنَا لَهُمْ لِسَانَ صِدْقٍ عَلِيًّا
‎‎(٥٠)
 
و از رحمت خویش به آنها عطا کردیم و برای آنان نام نیکو و آوازه‌ی بلند قرار دادیم.
 
 
وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مُوسَىٰ ۚ إِنَّهُ كَانَ مُخْلَصًا وَكَانَ رَسُولًا نَبِيًّا
‎‎(٥١)
 
و در این کتاب، از موسی یاد کن، زیرا که او بنده‌ی خالص‌شده و فرستاده‌ای پیامبر بود.
 
 
صفحه
٣٠٩
وَنَادَيْنَاهُ مِنْ جَانِبِ الطُّورِ الْأَيْمَنِ وَقَرَّبْنَاهُ نَجِيًّا
‎‎(٥٢)
 
و او را از جانبِ راستِ طور ندا دادیم و رازگویان نزدیکش ساختیم.
 
 
وَوَهَبْنَا لَهُ مِنْ رَحْمَتِنَا أَخَاهُ هَارُونَ نَبِيًّا
‎‎(٥٣)
 
و از رحمت خویش، برادرش هارون را که پیامبر بود، به او بخشیدیم.
 
 
وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِسْمَاعِيلَ ۚ إِنَّهُ كَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ وَكَانَ رَسُولًا نَبِيًّا
‎‎(٥٤)
 
و در این کتاب از اسماعیل یاد کن که او همواره در وعده‌هایش صادق، و فرستاده‌ای پیامبر بود.
 
 
وَكَانَ يَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ وَكَانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِيًّا
‎‎(٥٥)
 
و همواره خاندان خود را به نماز و زکات فرمان می‌داد، و پیوسته نزد پروردگارش پسندیده بود.
 
 
وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِدْرِيسَ ۚ إِنَّهُ كَانَ صِدِّيقًا نَبِيًّا
‎‎(٥٦)
 
و در این کتاب، از اِدریس یاد کن، به راستی او پیامبری بسیار راستگو بود.
 
 
وَرَفَعْنَاهُ مَكَانًا عَلِيًّا
‎‎(٥٧)
 
و ما او را به مقام والایی بالا بردیم.
 
 
أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ مِنْ ذُرِّيَّةِ آدَمَ وَمِمَّنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ وَمِنْ ذُرِّيَّةِ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْرَائِيلَ وَمِمَّنْ هَدَيْنَا وَاجْتَبَيْنَا ۚ إِذَا تُتْلَىٰ عَلَيْهِمْ آيَاتُ الرَّحْمَـٰنِ خَرُّوا سُجَّدًا وَبُكِيًّا
سجده مستحب
۩
‎‎(٥٨)
 
آنان پیامبرانی بودند که خداوند بر آنها نعمت ارزانی داشت؛ از نسل آدم و از کسانی که با نوح سوارشان کردیم، و از نسل ابراهیم و یعقوب، و از کسانی که هدایت نمودیم و برگزیدیم. هرگاه آیات رحمان بر آنان خوانده می‌شد، سجده‌کنان و گریان به خاک می‌افتادند.
 
 
فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا الصَّلَاةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ ۖ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا
‎‎(٥٩)
 
آن‌گاه پس از آنان، جانشینان بد و ناشایستی آمدند که نماز را تباه کردند و هوس‌ها را پی گرفتند. پس به زودی گمراهی خود را خواهند دید.
 
 
إِلَّا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَأُولَـٰئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَلَا يُظْلَمُونَ شَيْئًا
‎‎(٦٠)
 
مگر کسانی که توبه کنند و ایمان آورند و کار شایسته کنند، که آنها داخل بهشت می‌شوند و کمترین ستمی به آنان نخواهد شد.
 
 
جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدَ الرَّحْمَـٰنُ عِبَادَهُ بِالْغَيْبِ ۚ إِنَّهُ كَانَ وَعْدُهُ مَأْتِيًّا
‎‎(٦١)
 
بهشت‌های جاویدی که رحمان از غیب به بندگانش وعده داده است. حتماً وعده‌ی او شدنی است.
 
 
لَا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا إِلَّا سَلَامًا ۖ وَلَهُمْ رِزْقُهُمْ فِيهَا بُكْرَةً وَعَشِيًّا
‎‎(٦٢)
 
در آنجا سخن بیهوده‌ای نمی‌شنوند، بلکه آنچه می‌شنوند فقط سلام و درود است و در آنجا هر بامداد و شامگاه، روزی آنان برایشان است.
 
 
تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِي نُورِثُ مِنْ عِبَادِنَا مَنْ كَانَ تَقِيًّا
‎‎(٦٣)
 
این، همان بهشتی است که به هریک از بندگان پرهیزکار خود به میراث می‌دهیم.
 
 
وَمَا نَتَنَزَّلُ إِلَّا بِأَمْرِ رَبِّكَ ۖ لَهُ مَا بَيْنَ أَيْدِينَا وَمَا خَلْفَنَا وَمَا بَيْنَ ذَٰلِكَ ۚ وَمَا كَانَ رَبُّكَ نَسِيًّا
‎‎(٦٤)
 
«ما جز به فرمان پروردگارت فرود نمی‌آییم؛ آینده و گذشته‌ی ما و آنچه میان آنهاست، از آنِ اوست و پروردگار تو فراموشکار نیست.
 
 
صفحه
٣١٠
رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا فَاعْبُدْهُ وَاصْطَبِرْ لِعِبَادَتِهِ ۚ هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِيًّا
‎‎(٦٥)
 
پروردگار آسمان‌ها و زمین، و آنچه میان آن دو قرار دارد؛ تنها او را بپرست و برای عبادتش شکیبا باش، آیا برای او همتا و هم‌نامی می‌شناسی؟»
 
 
وَيَقُولُ الْإِنْسَانُ أَإِذَا مَا مِتُّ لَسَوْفَ أُخْرَجُ حَيًّا
‎‎(٦٦)
 
و انسان می‌گوید: «آیا آن‌گاه که مردم، دوباره زنده بیرونم می‌آورند؟»
 
 
أَوَلَا يَذْكُرُ الْإِنْسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِنْ قَبْلُ وَلَمْ يَكُ شَيْئًا
‎‎(٦٧)
 
آیا انسان به یاد نمی‌آورد که ما او را پیش از این آفریده‌ایم، در حالی که هیچ چیز نبود؟
 
 
فَوَرَبِّكَ لَنَحْشُرَنَّهُمْ وَالشَّيَاطِينَ ثُمَّ لَنُحْضِرَنَّهُمْ حَوْلَ جَهَنَّمَ جِثِيًّا
‎‎(٦٨)
 
پس به پروردگارت سوگند که ما همه‌ی آنها را با شیطان‌ها گرد می‌آوریم، سپس در حالی که به زانو درآمده‌اند، گرداگرد دوزخ حاضر خواهیم کرد.
 
 
ثُمَّ لَنَنْزِعَنَّ مِنْ كُلِّ شِيعَةٍ أَيُّهُمْ أَشَدُّ عَلَى الرَّحْمَـٰنِ عِتِيًّا
‎‎(٦٩)
 
سپس از هر گروهی، کسانی را که بر رحمان سرکش‌تر بودند، جدا خواهیم کرد.
 
 
ثُمَّ لَنَحْنُ أَعْلَمُ بِالَّذِينَ هُمْ أَوْلَىٰ بِهَا صِلِيًّا
‎‎(٧٠)
 
آن‌گاه ما بهتر می‌دانیم چه کسانی برای سوختن در دوزخ سزاوارترند.
 
 
وَإِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وَارِدُهَا ۚ كَانَ عَلَىٰ رَبِّكَ حَتْمًا مَقْضِيًّا
‎‎(٧١)
 
و همه‌ی شما وارد دوزخ می‌شوید. از جانب پروردگارت حکمی است قطعی.
 
 
ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا وَنَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيهَا جِثِيًّا
‎‎(٧٢)
 
سپس پرهیزکاران را نجات می‌دهیم و ستمکاران را به زانو درآمده ، در آن رها می‌کنیم.
 
 
وَإِذَا تُتْلَىٰ عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا أَيُّ الْفَرِيقَيْنِ خَيْرٌ مَقَامًا وَأَحْسَنُ نَدِيًّا
‎‎(٧٣)
 
و هرگاه آیات روشن ما بر آنان خوانده شود، کسانی که کفر ورزیده‌اند به آنان که ایمان آورده‌اند، می‌گویند: «کدام یک از ما دو گروه، جایگاهش بهتر و محفلش آراسته‌تر است؟!»
 
 
وَكَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْنٍ هُمْ أَحْسَنُ أَثَاثًا وَرِئْيًا
‎‎(٧٤)
 
و چه بسیار ملت‌ها را پیش از آنان نابود کردیم که مال و ثروتشان بهتر بود و ظاهری آراسته‌تر داشتند.
 
 
قُلْ مَنْ كَانَ فِي الضَّلَالَةِ فَلْيَمْدُدْ لَهُ الرَّحْمَـٰنُ مَدًّا ۚ حَتَّىٰ إِذَا رَأَوْا مَا يُوعَدُونَ إِمَّا الْعَذَابَ وَإِمَّا السَّاعَةَ فَسَيَعْلَمُونَ مَنْ هُوَ شَرٌّ مَكَانًا وَأَضْعَفُ جُنْدًا
‎‎(٧٥)
 
بگو: «هرکه در گمراهی است، رحمان او را تا مدّتی یاری و مهلت می‌دهد، تا وقتی که آنچه را وعده داده می‌شوند، ببینند، یا عذاب یا قیامت را. پس خواهند دانست چه کسی جایگاهش بدتر و لشکرش ناتوان‌تر است.»
 
 
وَيَزِيدُ اللَّهُ الَّذِينَ اهْتَدَوْا هُدًى ۗ وَالْبَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَوَابًا وَخَيْرٌ مَرَدًّا
‎‎(٧٦)
 
کسانی که هدایت یافته‌اند، خداوند بر هدایتشان می‌افزاید و ثوابِ نیکی‌های ماندگار، نزد پروردگارت بهتر و خوش‌فرجام‌تر است.
 
 
صفحه
٣١١
أَفَرَأَيْتَ الَّذِي كَفَرَ بِآيَاتِنَا وَقَالَ لَأُوتَيَنَّ مَالًا وَوَلَدًا
‎‎(٧٧)
 
پس آیا دیدی کسی را که به آیات ما کفر ورزید و گفت: «قطعاً به من مال و فرزند داده خواهد شد!»
 
 
أَطَّلَعَ الْغَيْبَ أَمِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمَـٰنِ عَهْدًا
‎‎(٧٨)
 
آیا او از غیب آگاه است؟ یا از رحمان تعهّدی گرفته است؟
 
 
كَلَّا ۚ سَنَكْتُبُ مَا يَقُولُ وَنَمُدُّ لَهُ مِنَ الْعَذَابِ مَدًّا
‎‎(٧٩)
 
هرگز به زودی هر چه می‌گوید، می‌نویسیم و برای همیشه عذابش می‌کنیم.
 
 
وَنَرِثُهُ مَا يَقُولُ وَيَأْتِينَا فَرْدًا
‎‎(٨٠)
 
و هر چه را که می‌گوید، ما وارث خواهیم شد و او بی‌کس و تنها نزد ما خواهد آمد.
 
 
وَاتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لِيَكُونُوا لَهُمْ عِزًّا
‎‎(٨١)
 
و به جای خدای یگانه خدایانی برگزیدند تا برای ایشان مایه‌ی عزّت و توانمندی باشد.
 
 
كَلَّا ۚ سَيَكْفُرُونَ بِعِبَادَتِهِمْ وَيَكُونُونَ عَلَيْهِمْ ضِدًّا
‎‎(٨٢)
 
هرگز به زودی پرستش آنان را انکار می‌کنند و در برابر آنان به دشمنی برمی‌خیزند.
 
 
أَلَمْ تَرَ أَنَّا أَرْسَلْنَا الشَّيَاطِينَ عَلَى الْكَافِرِينَ تَؤُزُّهُمْ أَزًّا
‎‎(٨٣)
 
آیا ندیدی که ما شیطان‌ها را به سوی کافران فرستادیم تا آنان را شدیداً تحریک کنند؟
 
 
فَلَا تَعْجَلْ عَلَيْهِمْ ۖ إِنَّمَا نَعُدُّ لَهُمْ عَدًّا
‎‎(٨٤)
 
پس بر آنان شتاب مکن. ما حساب آنها را شماره می‌کنیم .
 
 
يَوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقِينَ إِلَى الرَّحْمَـٰنِ وَفْدًا
‎‎(٨٥)
 
روزی که ما پرهیزکاران را دسته‌جمعی به سوی رحمان گردآوریم.
 
 
وَنَسُوقُ الْمُجْرِمِينَ إِلَىٰ جَهَنَّمَ وِرْدًا
‎‎(٨٦)
 
و مجرمان را تشنه به سوی دوزخ می‌رانیم.
 
 
لَا يَمْلِكُونَ الشَّفَاعَةَ إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمَـٰنِ عَهْدًا
‎‎(٨٧)
 
اختیار شفاعت ندارند مگر کسانی که از نزد رحمان، پیمانی گرفته باشند.
 
 
وَقَالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمَـٰنُ وَلَدًا
‎‎(٨٨)
 
و گفتند: « رحمان فرزندی انتخاب کرده است!»
 
 
لَقَدْ جِئْتُمْ شَيْئًا إِدًّا
‎‎(٨٩)
 
راستی، چیز زشت و زننده‌ای آوردید.
 
 
تَكَادُ السَّمَاوَاتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَتَنْشَقُّ الْأَرْضُ وَتَخِرُّ الْجِبَالُ هَدًّا
‎‎(٩٠)
 
نزدیک است از این سخن، آسمان‌ها متلاشی، و زمین شکافته شود و کوه‌ها به شدّت فروریزد.
 
 
أَنْ دَعَوْا لِلرَّحْمَـٰنِ وَلَدًا
‎‎(٩١)
 
زیرا برای رحمان، فرزندی قائل شدند.
 
 
وَمَا يَنْبَغِي لِلرَّحْمَـٰنِ أَنْ يَتَّخِذَ وَلَدًا
‎‎(٩٢)
 
در حالی که برای رحمان، سزاوار نیست که فرزندی برگزیند.
 
 
إِنْ كُلُّ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ إِلَّا آتِي الرَّحْمَـٰنِ عَبْدًا
‎‎(٩٣)
 
تمام موجودات آسمان‌ها و زمین، بنده‌وار نزد رحمان می‌آیند.
 
 
لَقَدْ أَحْصَاهُمْ وَعَدَّهُمْ عَدًّا
‎‎(٩٤)
 
قطعاً آنان را برشمرده و حساب آنها را درست نگه داشته است.
 
 
وَكُلُّهُمْ آتِيهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَرْدًا
‎‎(٩٥)
 
و همگی روز قیامت تنها نزد او خواهند آمد.
 
 
صفحه
٣١٢
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَـٰنُ وُدًّا
‎‎(٩٦)
 
بی‌گمان کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، به زودی رحمان برای آنان محبّتی قرار می‌دهد.
 
 
فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِينَ وَتُنْذِرَ بِهِ قَوْمًا لُدًّا
‎‎(٩٧)
 
پس قرآن را بر زبان تو آسان ساختیم تا پرهیزکاران را به وسیله‌ی آن مژده دهی و مردم ستیزه‌جو را بدان بترسانی.
 
 
وَكَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْنٍ هَلْ تُحِسُّ مِنْهُمْ مِنْ أَحَدٍ أَوْ تَسْمَعُ لَهُمْ رِكْزًا
‎‎(٩٨)
 
و چه بسیار ملّت‌ها را پیش از آنان نابود کردیم. آیا کسی از آنها را می‌یابی؟ یا کمترین صدایی از ایشان می‌شنوی؟
 
سوره قبلیسوره بعدی
سورۀ مريم (98 آیه)