بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ به نام خداوند بخشندهی مهربان. |
اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ (١)حساب مردم نزدیک شده است، در حالی که آنان در بیخبری، رویگردانند! |
مَا يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ إِلَّا اسْتَمَعُوهُ وَهُمْ يَلْعَبُونَ (٢)هیچ پند تازهای از طرف پروردگارشان برای آنان نیامد، مگر این که آن را شنیدند و سرگرم بازی شدند. |
لَاهِيَةً قُلُوبُهُمْ ۗ وَأَسَرُّوا النَّجْوَى الَّذِينَ ظَلَمُوا هَلْ هَـٰذَا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ ۖ أَفَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَأَنْتُمْ تُبْصِرُونَ (٣)در حالی که دلهای آنان سرگرم است و کسانی که ستم کردند، مخفیانه راز میگویند که: «آیا جز این است که این بشری همانند شماست؟ آیا با این که میبینید به جادو روی میآورید؟!» |
قَالَ رَبِّي يَعْلَمُ الْقَوْلَ فِي السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ ۖ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ (٤)گفت: «پروردگار من، هر سخنی که در آسمان و زمین باشد، میداند. او شنوای داناست.» |
بَلْ قَالُوا أَضْغَاثُ أَحْلَامٍ بَلِ افْتَرَاهُ بَلْ هُوَ شَاعِرٌ فَلْيَأْتِنَا بِآيَةٍ كَمَا أُرْسِلَ الْأَوَّلُونَ (٥)گفتند: « بلکه خوابهای آشفته است. بلکه آنها را به دروغ به خدا نسبت داده، بلکه او یک شاعر است، پس باید همانگونه که پیشین فرستاده شده بودند، او برای ما معجزهای بیاورد.» |
مَا آمَنَتْ قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا ۖ أَفَهُمْ يُؤْمِنُونَ (٦)تمام آبادیهایی که پیش از اینها هلاکشان کردیم، ایمان نیاوردند. پس آیا اینان ایمان میآورند؟ |
وَمَا أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ إِلَّا رِجَالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ ۖ فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ (٧)و ما پیش از تو نفرستادیم، مگر این که مردانی بودند که ما به ایشان وحی میکردیم، پس اگر نمیدانید از آگاهان بپرسید. |
وَمَا جَعَلْنَاهُمْ جَسَدًا لَا يَأْكُلُونَ الطَّعَامَ وَمَا كَانُوا خَالِدِينَ (٨)و ما برای آنها بدنهایی که به غذا نیاز نداشته باشند، قرار ندادیم و آنها جاویدان نبودند. |
ثُمَّ صَدَقْنَاهُمُ الْوَعْدَ فَأَنْجَيْنَاهُمْ وَمَنْ نَشَاءُ وَأَهْلَكْنَا الْمُسْرِفِينَ (٩)سپس ما به وعدهای که به آنان داده بودیم، وفا کردیم. پس آنان و هر که را خواستیم، نجات دادیم و اسرافکاران را نابود کردیم. |
لَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ كِتَابًا فِيهِ ذِكْرُكُمْ ۖ أَفَلَا تَعْقِلُونَ (١٠)همانا بر شما کتابی فرستادهایم که وسیله تذکر شما در آن است، آیا نمیاندیشید؟! |
وَكَمْ قَصَمْنَا مِنْ قَرْيَةٍ كَانَتْ ظَالِمَةً وَأَنْشَأْنَا بَعْدَهَا قَوْمًا آخَرِينَ (١١)و ما چه بسیار آبادیها را درهم شکستیم که ستمگر بودند و پس از آنها قومی دیگر را پدید آوردیم. |
فَلَمَّا أَحَسُّوا بَأْسَنَا إِذَا هُمْ مِنْهَا يَرْكُضُونَ (١٢)پس چون قهر ما را احساس کردند، ناگهان پا به فرار گذاشتند. |
لَا تَرْكُضُوا وَارْجِعُوا إِلَىٰ مَا أُتْرِفْتُمْ فِيهِ وَمَسَاكِنِكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْأَلُونَ (١٣)«فرار نکنید! و به سوی زندگی مرفّهی که در آن نازپرورده بودید و به خانههایتان بازگردید، تا شاید از شما درخواست کمک شود . |
قَالُوا يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ (١٤)گفتند: «ای وای بر ما! به یقین ما ستمکار بودهایم.» |
فَمَا زَالَتْ تِلْكَ دَعْوَاهُمْ حَتَّىٰ جَعَلْنَاهُمْ حَصِيدًا خَامِدِينَ (١٥)و پیوسته، این سخنِ آنان بود تا ما آنها را درو کردیم و خاموش و بیحرکت ساختیم. |
وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاءَ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا لَاعِبِينَ (١٦)و ما، آسمان و زمین و آنچه را که میان آنهاست، برای بازی نیافریدیم. |
لَوْ أَرَدْنَا أَنْ نَتَّخِذَ لَهْوًا لَاتَّخَذْنَاهُ مِنْ لَدُنَّا إِنْ كُنَّا فَاعِلِينَ (١٧)اگر میخواستیم سرگرمی برگزینیم، چیزی متناسب خود انتخاب میکردیم. |
بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْبَاطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذَا هُوَ زَاهِقٌ ۚ وَلَكُمُ الْوَيْلُ مِمَّا تَصِفُونَ (١٨)بلکه ما حقّ را بر باطل میکوبیم تا مغز آن را درهم بشکند . پس بیدرنگ، باطل محو و نابود میشود و وای بر شما از آنچه وصف میکنید |
وَلَهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۚ وَمَنْ عِنْدَهُ لَا يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَلَا يَسْتَحْسِرُونَ (١٩)و برای اوست هر که در آسمانها و زمین است و کسانی که نزد او هستند، از عبادت او تکبّر نمیورزند و خسته و درمانده نمیشوند. |
يُسَبِّحُونَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ لَا يَفْتُرُونَ (٢٠)آنان شبانهروز بیآنکه سستی ورزند، خداوند را به پاکی میستایند. |
أَمِ اتَّخَذُوا آلِهَةً مِنَ الْأَرْضِ هُمْ يُنْشِرُونَ (٢١)آیا خدایانی که از زمین برگزیدهاند، مردگان را زنده میکنند؟ |
لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا ۚ فَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ (٢٢)اگر در آسمانها و زمین، خدایان دیگری غیر از اللَّه وجود داشت، حتماً آن دو تباه میشدند . پس منزّه است خداوندِ پروردگار عرش، از آنچه وصف میکنند. |
لَا يُسْأَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَهُمْ يُسْأَلُونَ (٢٣)هیچکس نمیتواند از او بازخواست کند؛ ولی آنها بازخواست میشوند. |
أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً ۖ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ ۖ هَـٰذَا ذِكْرُ مَنْ مَعِيَ وَذِكْرُ مَنْ قَبْلِي ۗ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ الْحَقَّ ۖ فَهُمْ مُعْرِضُونَ (٢٤)آیا آنها به جای خداوند خدایان دیگری گرفتهاند؟ بگو: «دلیلتان را بیاورید! این یادنامهی پیروان من و یادنامهی کسانی است که پیش از من بودهاند » امّا بیشتر مردم، حقّ را نمیدانند، پس رویگردانند. |
وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لَا إِلَـٰهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ (٢٥)و هر پیامبری پیش از تو فرستادیم، به او وحی کردیم که معبودی جز من نیست، پس مرا بپرستید. |
وَقَالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمَـٰنُ وَلَدًا ۗ سُبْحَانَهُ ۚ بَلْ عِبَادٌ مُكْرَمُونَ (٢٦)و گفتند: « رحمان فرزند گرفته است!» منزّه است او! بلکه بندگانی گرامی هستند. |
لَا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَهُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ (٢٧)آنان در کلام بر او پیشی نمیگیرند و به فرمان او عمل میکنند. |
يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَىٰ وَهُمْ مِنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ (٢٨)آینده و گذشتهی آنها را میداند و آنان جز برای کسی که خداوند از او خرسند باشد، شفاعت نمیکنند و خود از بیم او هراسانند. |
وَمَنْ يَقُلْ مِنْهُمْ إِنِّي إِلَـٰهٌ مِنْ دُونِهِ فَذَٰلِكَ نَجْزِيهِ جَهَنَّمَ ۚ كَذَٰلِكَ نَجْزِي الظَّالِمِينَ (٢٩)و هر که از آنها، بگوید: من به جای خداوند، معبود هستم!» پس کیفر او را دوزخ قرار میدهیم. ما اینگونه ستمکاران را کیفر خواهیم داد. |
أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا ۖ وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ ۖ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ (٣٠)آیا کافران نمیبینند که آسمانها و زمین به هم بسته و پیوسته بودند و ما، آن دو را شکافته و از یکدیگر باز کردیم؟ و هر چیز زنده را از آب پدید آوردیم. آیا باز ایمان نمیآورند؟ |
وَجَعَلْنَا فِي الْأَرْضِ رَوَاسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِهِمْ وَجَعَلْنَا فِيهَا فِجَاجًا سُبُلًا لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ (٣١)و در زمین، کوههای ثابت و استوار قرار دادیم تا آنها را بلرزاند و در کوهها، راههای فراخ پدید آوردیم، شاید که آنها راه یابند. |
وَجَعَلْنَا السَّمَاءَ سَقْفًا مَحْفُوظًا ۖ وَهُمْ عَنْ آيَاتِهَا مُعْرِضُونَ (٣٢)و آسمان را سقفی نگهداشته قرار دادیم و آنها از نشانههای آن رویگردانند. |
وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ ۖ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ (٣٣)و او کسی است که شب و روز و خورشید و ماه را آفرید. هر یک در مداری ، شناور است. |
وَمَا جَعَلْنَا لِبَشَرٍ مِنْ قَبْلِكَ الْخُلْدَ ۖ أَفَإِنْ مِتَّ فَهُمُ الْخَالِدُونَ (٣٤)و ما پیش از تو برای انسانی، جاودانگی قرار ندادیم، پس آیا اگر تو از دنیا بروی، آنان زندگانی جاوید خواهند یافت؟! |
كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ ۗ وَنَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَةً ۖ وَإِلَيْنَا تُرْجَعُونَ (٣٥)هر کسی مرگ را میچشد! و ما شما را با بدیها و خوبیها میآزماییم و به سوی ما بازگردانده میشوید. |
وَإِذَا رَآكَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ يَتَّخِذُونَكَ إِلَّا هُزُوًا أَهَـٰذَا الَّذِي يَذْكُرُ آلِهَتَكُمْ وَهُمْ بِذِكْرِ الرَّحْمَـٰنِ هُمْ كَافِرُونَ (٣٦)و هرگاه کافران تو را ببینند، کاری جز به مسخره گرفتن تو ندارند، «آیا این است آن کسی که خدایان شما را یاد میکند؟» در حالی که خود، یاد رحمان را منکرند . |
خُلِقَ الْإِنْسَانُ مِنْ عَجَلٍ ۚ سَأُرِيكُمْ آيَاتِي فَلَا تَسْتَعْجِلُونِ (٣٧)انسان از عجله آفریده شده است؛ من به زودی نشانههای خود را به شما نشان خواهم داد، پس به شتاب از من نخواهید! |
وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَـٰذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ (٣٨)میگویند: اگر راست میگویید، این وعده کی فرامیرسد؟» |
لَوْ يَعْلَمُ الَّذِينَ كَفَرُوا حِينَ لَا يَكُفُّونَ عَنْ وُجُوهِهِمُ النَّارَ وَلَا عَنْ ظُهُورِهِمْ وَلَا هُمْ يُنْصَرُونَ (٣٩)اگر کفّار میدانستند زمانی که نمیتوانند شعلههای آتش را از صورتها و از پشتهایشان دور کنند و کسی آنان را یاری نمیکند. |
بَلْ تَأْتِيهِمْ بَغْتَةً فَتَبْهَتُهُمْ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ رَدَّهَا وَلَا هُمْ يُنْظَرُونَ (٤٠)بلکه ناگهان به سراغشان خواهد آمد و آنان را بهتزده خواهد کرد. پس نه قدرت دفع آن را دارند و نه به آنان مهلتی داده خواهد شد. |
وَلَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِكَ فَحَاقَ بِالَّذِينَ سَخِرُوا مِنْهُمْ مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ (٤١)و همانا پیامبران پیش از تو مورد استهزا قرار گرفتند. امّا آنچه استهزا میکردند، دامان مسخرهکنندگان را گرفت ! |
قُلْ مَنْ يَكْلَؤُكُمْ بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ مِنَ الرَّحْمَـٰنِ ۗ بَلْ هُمْ عَنْ ذِكْرِ رَبِّهِمْ مُعْرِضُونَ (٤٢)بگو: «کیست که شما را در شب و روز از رحمان نگاه میدارد؟!» امّا آنان از یاد پروردگارشان روی میگردانند. |
أَمْ لَهُمْ آلِهَةٌ تَمْنَعُهُمْ مِنْ دُونِنَا ۚ لَا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَ أَنْفُسِهِمْ وَلَا هُمْ مِنَّا يُصْحَبُونَ (٤٣)یا برای آنان خدایانی است که آنان را در برابر ما نگه دارد؟ اینها قادر بر یاری خودشان نیستند، و از جانب ما نیز همراهی نمیشوند. |
بَلْ مَتَّعْنَا هَـٰؤُلَاءِ وَآبَاءَهُمْ حَتَّىٰ طَالَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ ۗ أَفَلَا يَرَوْنَ أَنَّا نَأْتِي الْأَرْضَ نَنْقُصُهَا مِنْ أَطْرَافِهَا ۚ أَفَهُمُ الْغَالِبُونَ (٤٤)با این وجود، ما آنها و پدرانشان را بهرهمند ساختیم تا آنجا که عمرشان طولانی شد . آیا نمیبینند که ما همواره به زمین میپردازیم و از وسعت سرزمینها میکاهیم؟ آیا ایشان غلبه دارند؟ |
قُلْ إِنَّمَا أُنْذِرُكُمْ بِالْوَحْيِ ۚ وَلَا يَسْمَعُ الصُّمُّ الدُّعَاءَ إِذَا مَا يُنْذَرُونَ (٤٥)بگو: «من تنها با وحی، به شما هشدار میدهم!» امّا کسانی که کر هستند، زمانی که بیم داده میشوند، آن را نمیشنوند! |
وَلَئِنْ مَسَّتْهُمْ نَفْحَةٌ مِنْ عَذَابِ رَبِّكَ لَيَقُولُنَّ يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ (٤٦)در حالی که اگر دمی از عذاب پروردگارت به آنان برسد، قطعاً خواهند گفت: «ای وای بر ما! به یقین ما ستمکار بودهایم.» |
وَنَضَعُ الْمَوَازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيَامَةِ فَلَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئًا ۖ وَإِنْ كَانَ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ أَتَيْنَا بِهَا ۗ وَكَفَىٰ بِنَا حَاسِبِينَ (٤٧)و ما برای روز قیامت، ترازوهای عدل برپا خواهیم کرد، پس هیچ ستمی به احدی نخواهد شد و اگر همسنگ دانه خردلی باشد، ما آن را خواهیم آورد و بس است که ما حسابرس باشیم. |
وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَىٰ وَهَارُونَ الْفُرْقَانَ وَضِيَاءً وَذِكْرًا لِلْمُتَّقِينَ (٤٨)و همانا ما به موسی و هارون، جداکننده و نور و مایهی یادآوری برای پرهیزکاران عطا کردیم. |
الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ وَهُمْ مِنَ السَّاعَةِ مُشْفِقُونَ (٤٩)کسانی که از پروردگارشان در نهان میترسند و همانانی که از قیامت در هراسند. |
وَهَـٰذَا ذِكْرٌ مُبَارَكٌ أَنْزَلْنَاهُ ۚ أَفَأَنْتُمْ لَهُ مُنْكِرُونَ (٥٠)و این ، مبارک ذکری است که ما آن را فروفرستادیم. آیا شما آن را انکار میکنید؟! |
وَلَقَدْ آتَيْنَا إِبْرَاهِيمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَكُنَّا بِهِ عَالِمِينَ (٥١)و همانا ما پیش از این، ابراهیم را به رشد و کمال خود رساندیم و ما به او آگاه بودیم. |
إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَا هَـٰذِهِ التَّمَاثِيلُ الَّتِي أَنْتُمْ لَهَا عَاكِفُونَ (٥٢)آن هنگام که به پدرش و به قومش گفت: «چیست این تندیسهای بیروحی که شما همواره آنها را میپرستید؟» |
قَالُوا وَجَدْنَا آبَاءَنَا لَهَا عَابِدِينَ (٥٣)آنان گفتند: «ما پدرانمان را پرستشکنندگان آنها یافتهایم!» |
قَالَ لَقَدْ كُنْتُمْ أَنْتُمْ وَآبَاؤُكُمْ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ (٥٤)گفت: «بیتردید شما و پدرانتان در گمراهی آشکار بوده و هستید!» |
قَالُوا أَجِئْتَنَا بِالْحَقِّ أَمْ أَنْتَ مِنَ اللَّاعِبِينَ (٥٥)آنان گفتند: «آیا تو سخن حقّی برای ما آوردهای؟ یا این که شوخی میکنی؟!» |
قَالَ بَلْ رَبُّكُمْ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الَّذِي فَطَرَهُنَّ وَأَنَا عَلَىٰ ذَٰلِكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ (٥٦)گفت: «البتّه پروردگار شما پروردگار آسمانها و زمین است که آنها را به وجود آورده و من بر این حقیقت از گواهانم. |
وَتَاللَّهِ لَأَكِيدَنَّ أَصْنَامَكُمْ بَعْدَ أَنْ تُوَلُّوا مُدْبِرِينَ (٥٧)و به خداوند سوگند پس از آن که پشت کردید و رفتید، نقشهای برای بتهایتان خواهم کشید.» |
فَجَعَلَهُمْ جُذَاذًا إِلَّا كَبِيرًا لَهُمْ لَعَلَّهُمْ إِلَيْهِ يَرْجِعُونَ (٥٨)پس همهی آنها، جز بزرگشان را خرد کرد تا شاید آنها به سراغ آن بیایند. |
قَالُوا مَنْ فَعَلَ هَـٰذَا بِآلِهَتِنَا إِنَّهُ لَمِنَ الظَّالِمِينَ (٥٩)گفتند: «چه کسی با خدایان ما چنین کرده؟ بیگمان او از ستمکاران است.» |
قَالُوا سَمِعْنَا فَتًى يَذْكُرُهُمْ يُقَالُ لَهُ إِبْرَاهِيمُ (٦٠)گفتند: «شنیدهایم جوانی که به او ابراهیم میگویند، آن ها را یاد میکرد.» |
قَالُوا فَأْتُوا بِهِ عَلَىٰ أَعْيُنِ النَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَشْهَدُونَ (٦١)گفتند: «پس او را در پیش چشم مردم بیاورید تا آنها گواهی دهند.» |
قَالُوا أَأَنْتَ فَعَلْتَ هَـٰذَا بِآلِهَتِنَا يَا إِبْرَاهِيمُ (٦٢)گفتند: «ای ابراهیم! آیا تو با خدایان ما این چنین کردهای؟» |
قَالَ بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هَـٰذَا فَاسْأَلُوهُمْ إِنْ كَانُوا يَنْطِقُونَ (٦٣)گفت: «بلکه این کار را بزرگشان کرده است! از خودشان بپرسید، اگر سخن میگویند!» |
فَرَجَعُوا إِلَىٰ أَنْفُسِهِمْ فَقَالُوا إِنَّكُمْ أَنْتُمُ الظَّالِمُونَ (٦٤)پس به خود بازگشتند، گفتند: «شما خودتان ستمکارید » |
ثُمَّ نُكِسُوا عَلَىٰ رُءُوسِهِمْ لَقَدْ عَلِمْتَ مَا هَـٰؤُلَاءِ يَنْطِقُونَ (٦٥)سپس به اندیشههای باطلی که در سر داشتند، بازگشتند «به راستی تو خود میدانی که اینها سخن نمیگویند.» |
قَالَ أَفَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَنْفَعُكُمْ شَيْئًا وَلَا يَضُرُّكُمْ (٦٦)گفت: «پس آیا شما به جای خداوند، چیزی را میپرستید که هیچ سودی برای شما ندارد؟ و هیچ زیانی به شما نمیرساند؟! |
أُفٍّ لَكُمْ وَلِمَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ۖ أَفَلَا تَعْقِلُونَ (٦٧)ننگ بر شما و بر هر چه جز خدا میپرستید. آیا نمیاندیشید؟!» |
قَالُوا حَرِّقُوهُ وَانْصُرُوا آلِهَتَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ فَاعِلِينَ (٦٨)گفتند: «اگر میخواهید کاری کنید! او را بسوزانید و خدایانتان را یاری کنید.» |
قُلْنَا يَا نَارُ كُونِي بَرْدًا وَسَلَامًا عَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ (٦٩)گفتیم: ای آتش! بر ابراهیم سرد و سلامت باش! |
وَأَرَادُوا بِهِ كَيْدًا فَجَعَلْنَاهُمُ الْأَخْسَرِينَ (٧٠)و آنان نیرنگی سخت برای او اراده کردند، ولی ما آنها را از زیانکارترینِ قرار دادیم. |
وَنَجَّيْنَاهُ وَلُوطًا إِلَى الْأَرْضِ الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا لِلْعَالَمِينَ (٧١)و ما، او و لوط را نجات دادیم و به سوی سرزمینی که در آن برای جهانیان برکت نهادهایم، بردیم. |
وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ نَافِلَةً ۖ وَكُلًّا جَعَلْنَا صَالِحِينَ (٧٢)و اسحاق و یعقوب را، افزون به ابراهیم بخشیدیم و همه را از صالحان قرار دادیم. |
وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءَ الزَّكَاةِ ۖ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ (٧٣)و آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما هدایت میکردند و به آنان، انجام کارهای نیک و برپایی نماز و پرداخت زکات را وحی کردیم و آنان فقط ما را عبادت میکردند. |
وَلُوطًا آتَيْنَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَتْ تَعْمَلُ الْخَبَائِثَ ۗ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فَاسِقِينَ (٧٤)و به لوط، حکمت و دانش عطا کردیم و او را از قریهای که کارهای زشت میکردند، رهانیدیم. به راستی آنان مردمی بد و منحرف بودند. |
وَأَدْخَلْنَاهُ فِي رَحْمَتِنَا ۖ إِنَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ (٧٥)و او را در رحمت خویش وارد کردیم. همانا او از شایستگان بود. |
وَنُوحًا إِذْ نَادَىٰ مِنْ قَبْلُ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ فَنَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ (٧٦)و نوح را پیشتر ، آن زمان که ندا داد، پس او را اجابت کردیم. او و خاندانش را از بلای بزرگ، نجات بخشیدیم. |
وَنَصَرْنَاهُ مِنَ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا ۚ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فَأَغْرَقْنَاهُمْ أَجْمَعِينَ (٧٧)و او را در برابر مردمی که نشانههای ما را تکذیب کردند، یاری دادیم. به درستی که آنان، مردم بدی بودند، پس همهی آنها را غرق کردیم. |
وَدَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ إِذْ يَحْكُمَانِ فِي الْحَرْثِ إِذْ نَفَشَتْ فِيهِ غَنَمُ الْقَوْمِ وَكُنَّا لِحُكْمِهِمْ شَاهِدِينَ (٧٨)و داوود و سلیمان آن هنگام که دربارهی کشتزاری که گوسفندان قوم، شبانگاه در آن چریده بودند، داوری میکردند و ما شاهد داوری آنان بودیم. |
فَفَهَّمْنَاهَا سُلَيْمَانَ ۚ وَكُلًّا آتَيْنَا حُكْمًا وَعِلْمًا ۚ وَسَخَّرْنَا مَعَ دَاوُودَ الْجِبَالَ يُسَبِّحْنَ وَالطَّيْرَ ۚ وَكُنَّا فَاعِلِينَ (٧٩)پس ما آن را به سلیمان فهماندیم و هر یک را، حکمت و دانش دادیم و کوهها و پرندگان را با داوود به نیایش و تسبیح واداشتیم و ما کننده بودیم. |
وَعَلَّمْنَاهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَكُمْ لِتُحْصِنَكُمْ مِنْ بَأْسِكُمْ ۖ فَهَلْ أَنْتُمْ شَاكِرُونَ (٨٠)و برای شما به داوود فنّ زرهسازی را آموختیم، تا شما را از جنگتان نگه دارد. پس آیا شما سپاسگزار هستید؟ |
وَلِسُلَيْمَانَ الرِّيحَ عَاصِفَةً تَجْرِي بِأَمْرِهِ إِلَى الْأَرْضِ الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا ۚ وَكُنَّا بِكُلِّ شَيْءٍ عَالِمِينَ (٨١)و برای سلیمان، تندباد را که به فرمان او به سوی سرزمینی که درآن برکت قرار دادیم، روان میشد و ما به هر چیزی آگاه بودهایم. |
وَمِنَ الشَّيَاطِينِ مَنْ يَغُوصُونَ لَهُ وَيَعْمَلُونَ عَمَلًا دُونَ ذَٰلِكَ ۖ وَكُنَّا لَهُمْ حَافِظِينَ (٨٢)و گروهی از شیطانها برای او غوّاصی میکردند و کارهایی غیر از این انجام میدادند و ما آنها را حفظ میکردیم! |
وَأَيُّوبَ إِذْ نَادَىٰ رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ (٨٣)و ایوب را، آن زمان که پروردگارش را ندا داد که: « به من آسیب و سختی رسیده است و تو مهربانترینِ مهربانانی!» |
فَاسْتَجَبْنَا لَهُ فَكَشَفْنَا مَا بِهِ مِنْ ضُرٍّ ۖ وَآتَيْنَاهُ أَهْلَهُ وَمِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنَا وَذِكْرَىٰ لِلْعَابِدِينَ (٨٤)پس او را مستجاب کردیم و رنج و سختی او را برداشتیم و خانوادهاش را به او بازگرداندیم و همانندشان را با ایشان رحمتی از سوی ما و پندی برای عبادتکنندگان. |
وَإِسْمَاعِيلَ وَإِدْرِيسَ وَذَا الْكِفْلِ ۖ كُلٌّ مِنَ الصَّابِرِينَ (٨٥)و اسماعیل و ادریس و ذوالکفل همه از شکیبایان بودند. |
وَأَدْخَلْنَاهُمْ فِي رَحْمَتِنَا ۖ إِنَّهُمْ مِنَ الصَّالِحِينَ (٨٦)و ما آنان را در رحمت خویش وارد ساختیم. به درستی که آنان از شایستگان بودند. |
وَذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَىٰ فِي الظُّلُمَاتِ أَنْ لَا إِلَـٰهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ (٨٧)و ذوالنون آن هنگام که خشمگین رفت و پنداشت که ما بر او تنگ نخواهیم گرفت، پس در آن تاریکیها ندا داد که: « جز تو معبودی نیست! تو پاک و منزهی! همانا من از ستمکاران بودم .» |
فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ ۚ وَكَذَٰلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ (٨٨)پس او را اجابت کردیم و او را از آن اندوه نجات دادیم و ما این چنین، مؤمنان را نجات میدهیم. |
وَزَكَرِيَّا إِذْ نَادَىٰ رَبَّهُ رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا وَأَنْتَ خَيْرُ الْوَارِثِينَ (٨٩)و زکریا آنگاه که پروردگارش را ندا داد: «پروردگارا! مرا تنها مگذار و تو خود، بهترینِ وارثانی.» |
فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَوَهَبْنَا لَهُ يَحْيَىٰ وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ ۚ إِنَّهُمْ كَانُوا يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَيَدْعُونَنَا رَغَبًا وَرَهَبًا ۖ وَكَانُوا لَنَا خَاشِعِينَ (٩٠)پس او را مستجاب کردیم و یحیی را به او بخشیدیم و همسرش را برای او شایسته قرار دادیم. آنان در کارهای نیک، شتاب داشتند و ما را از روی امید و بیم میخواندند و در برابر ما همواره فروتن بودند. |
وَالَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهَا مِنْ رُوحِنَا وَجَعَلْنَاهَا وَابْنَهَا آيَةً لِلْعَالَمِينَ (٩١)و زنی که دامان خویش را پاک نگاه داشت، پس ما از روح خود در او دمیدیم و او و پسرش را نشانهای برای جهانیان قرار دادیم. |
إِنَّ هَـٰذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ (٩٢)این همه امّت یگانهای بودند، و من پروردگار شما هستم! پس مرا بپرستید! |
وَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ ۖ كُلٌّ إِلَيْنَا رَاجِعُونَ (٩٣)ولی آنها کار خود را در میانشان به تفرقه کشاندند. همگی به سوی ما بازمیگردند. |
فَمَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَا كُفْرَانَ لِسَعْيِهِ وَإِنَّا لَهُ كَاتِبُونَ (٩٤)پس هر کس برخی شایسته را انجام دهد و مؤمن باشد، برای تلاش او هیچگونه ناسپاسی نخواهد شد و ما برای او ثبت میکنیم. |
وَحَرَامٌ عَلَىٰ قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا أَنَّهُمْ لَا يَرْجِعُونَ (٩٥)و بر آبادیهایی که آنها را هلاک نمودیم، حرام است آنان بازنمیگردند. |
حَتَّىٰ إِذَا فُتِحَتْ يَأْجُوجُ وَمَأْجُوجُ وَهُمْ مِنْ كُلِّ حَدَبٍ يَنْسِلُونَ (٩٦)تا آنگاه که یأجوج و مأجوج گشوده شود و آنان از هر بلندی بتازند و به شتاب سرازیر شوند. |
وَاقْتَرَبَ الْوَعْدُ الْحَقُّ فَإِذَا هِيَ شَاخِصَةٌ أَبْصَارُ الَّذِينَ كَفَرُوا يَا وَيْلَنَا قَدْ كُنَّا فِي غَفْلَةٍ مِنْ هَـٰذَا بَلْ كُنَّا ظَالِمِينَ (٩٧)و وعدهی حقّ نزدیک گردید. پس در آن هنگام چشمهای کافران خیره و باز میماند «ای وای بر ما! به راستی که ما از این سخت در بیخبری بودیم، بلکه ما ستمگر بودیم.» |
إِنَّكُمْ وَمَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنْتُمْ لَهَا وَارِدُونَ (٩٨)«شما و هر آنچه که جز خدا میپرستید، هیزم دوزخ خواهد بود. در آن وارد خواهید شد.» |
لَوْ كَانَ هَـٰؤُلَاءِ آلِهَةً مَا وَرَدُوهَا ۖ وَكُلٌّ فِيهَا خَالِدُونَ (٩٩)اگر اینها خدایان بودند، وارد آن نمیشدند، در حالی که همگی برای همیشه در آن ماندگار خواهند بود. |
لَهُمْ فِيهَا زَفِيرٌ وَهُمْ فِيهَا لَا يَسْمَعُونَ (١٠٠)برای آنان در دوزخ، نالهها و نعرههاست و آنان در آنجا نمیشنوند. |
إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنَىٰ أُولَـٰئِكَ عَنْهَا مُبْعَدُونَ (١٠١)کسانی که پیشتر، از جانب ما به آنان نیکو داده شده است، آنان از آن دور نگاه داشته خواهند شد. |
لَا يَسْمَعُونَ حَسِيسَهَا ۖ وَهُمْ فِي مَا اشْتَهَتْ أَنْفُسُهُمْ خَالِدُونَ (١٠٢)آنان صدای آن را نمیشنوند و در آنچه که دلخواه آنهاست، جاودانهاند. |
لَا يَحْزُنُهُمُ الْفَزَعُ الْأَكْبَرُ وَتَتَلَقَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ هَـٰذَا يَوْمُكُمُ الَّذِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ (١٠٣)بزرگترین وحشت ، آنان را غمگین نمیسازد و فرشتگان به ملاقات آنان میروند « این است روزِ شما! که به شما وعده میدادند.» |
يَوْمَ نَطْوِي السَّمَاءَ كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ ۚ كَمَا بَدَأْنَا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِيدُهُ ۚ وَعْدًا عَلَيْنَا ۚ إِنَّا كُنَّا فَاعِلِينَ (١٠٤)روزی که آسمان را همچون طومارِ نوشتهها درهم میپیچیم، همانگونه که آفرینشِ نخستین را آغاز کردیم، آن را بازمیگردانیم. وعدهای است که بر عهدهی ماست و قطعاً آن را انجام خواهیم داد. |
وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ (١٠٥)و همانا ما پس از تورات، در زبور نوشتیم که: بیگمان بندگان شایستهام وارث زمین خواهند شد. |
إِنَّ فِي هَـٰذَا لَبَلَاغًا لِقَوْمٍ عَابِدِينَ (١٠٦)همانا در این ، برای گروهی پرستنده، پیامی روشن است. |
وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ (١٠٧)و ما تو را مایه رحمتی برای جهانیان فرستادهایم. |
قُلْ إِنَّمَا يُوحَىٰ إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَـٰهُكُمْ إِلَـٰهٌ وَاحِدٌ ۖ فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ (١٠٨)بگو: «تنها چیزی که به من وحی میشود این است که معبود شما فقط خدای یگانه است. پس آیا شما گردن مینهید؟!» |
فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ آذَنْتُكُمْ عَلَىٰ سَوَاءٍ ۖ وَإِنْ أَدْرِي أَقَرِيبٌ أَمْ بَعِيدٌ مَا تُوعَدُونَ (١٠٩)پس اگر روی برگرداندند، بگو: «به همهی شما یکسان اعلام کردم و نمیدانم آن وعده که به شما داده شده، نزدیک است، یا دور! |
إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ مِنَ الْقَوْلِ وَيَعْلَمُ مَا تَكْتُمُونَ (١١٠)او هم سخن آشکار را میداند و هم آنچه را که پنهان میکنید. |
وَإِنْ أَدْرِي لَعَلَّهُ فِتْنَةٌ لَكُمْ وَمَتَاعٌ إِلَىٰ حِينٍ (١١١)و من نمیدانم، شاید این برای شما آزمونی باشد و کامیابی تا مدّتی دیگر.» |
قَالَ رَبِّ احْكُمْ بِالْحَقِّ ۗ وَرَبُّنَا الرَّحْمَـٰنُ الْمُسْتَعَانُ عَلَىٰ مَا تَصِفُونَ (١١٢)گفت: «پروردگارا! به حقّ داوری کن! و پروردگار همهی ما مهربان است که در برابر آنچه وصف میکنید، باید از او یاری جست.» |
سورۀ الأنبياء (112 آیه)








