قرآن - سورۀ قصص
چهارشنبه ۱۴۰۵/۰۵/۲۱
×
 
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ
 
به نام خداوند بخشنده‌ی مهربان.
 
 
طسم
‎‎(١)
 
طا، سین، میم.
 
 
تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْمُبِينِ
‎‎(٢)
 
آن آیات کتاب روشنگر است.
 
 
نَتْلُو عَلَيْكَ مِنْ نَبَإِ مُوسَىٰ وَفِرْعَوْنَ بِالْحَقِّ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ
‎‎(٣)
 
ما بخشی از سرگذشت موسی و فرعون را به درستی بر تو می‌خوانیم، برای گروهی که ایمان می‌آورند.
 
 
إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِي الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا يَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَاءَهُمْ وَيَسْتَحْيِي نِسَاءَهُمْ ۚ إِنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ
‎‎(٤)
 
فرعون، در سرزمین سرکشی کرد و مردم آنجا را فرقه فرقه نمود. گروهی از آنان را به زبونی و ناتوانی می‌کشاند، پسرانشان را سر می‌برید و زنانشان را زنده نگه‌می‌داشت. به‌راستی که او از تبهکاران بود.
 
 
وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ
‎‎(٥)
 
و ما اراده کرده‌ایم بر کسانی که در زمین ناتوان شمرده شده‌اند، منّت‌ گذاریم و آنان را پیشوایان و وارثان قرار دهیم.
 
 
صفحه
٣٨٦
وَنُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَنُرِيَ فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا مِنْهُمْ مَا كَانُوا يَحْذَرُونَ
‎‎(٦)
 
و به آنان در آن سرزمین، قدرت و تمکّن بخشیم و به فرعون و هامان و سپاهیانشان، که از ایشانند، آنچه را از آن بیمناک بودند، نشان دهیم.
 
 
وَأَوْحَيْنَا إِلَىٰ أُمِّ مُوسَىٰ أَنْ أَرْضِعِيهِ ۖ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَلَا تَخَافِي وَلَا تَحْزَنِي ۖ إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ
‎‎(٧)
 
و ما به مادر موسی الهام کردیم که: «او را شیر بده! پس هرگاه بر او بیمناک شدی، او را به دریا بیافکن! و مترس و غمگین مباش! ما او را به تو بازمی‌گردانیم و او را از پیامبران قرار می‌دهیم.»
 
 
فَالْتَقَطَهُ آلُ فِرْعَوْنَ لِيَكُونَ لَهُمْ عَدُوًّا وَحَزَنًا ۗ إِنَّ فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا كَانُوا خَاطِئِينَ
‎‎(٨)
 
پس فرعونیان، او را برگرفتند تا سرانجام، دشمن و مایه‌ی اندوهشان گردد. همانا فرعون و هامان و سپاهیانشان خطاکار بودند.
 
 
وَقَالَتِ امْرَأَتُ فِرْعَوْنَ قُرَّتُ عَيْنٍ لِي وَلَكَ ۖ لَا تَقْتُلُوهُ عَسَىٰ أَنْ يَنْفَعَنَا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَدًا وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ
‎‎(٩)
 
و همسر فرعون گفت: «او را نکشید که روشنی چشم من و توست. شاید به ما سودی برساند، یا او را به فرزندی بگیریم.» ولی آنها نمی‌فهمیدند .
 
 
وَأَصْبَحَ فُؤَادُ أُمِّ مُوسَىٰ فَارِغًا ۖ إِنْ كَادَتْ لَتُبْدِي بِهِ لَوْلَا أَنْ رَبَطْنَا عَلَىٰ قَلْبِهَا لِتَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ
‎‎(١٠)
 
و دل مادر موسی خالی شد. اگر قلب او را استوار نساخته بودیم تا از ایمان آورندگان بماند، نزدیک بود که آن را فاش کند.
 
 
وَقَالَتْ لِأُخْتِهِ قُصِّيهِ ۖ فَبَصُرَتْ بِهِ عَنْ جُنُبٍ وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ
‎‎(١١)
 
و به خواهر او گفت: « دنبال کن!» پس او از دور موسی را زیر نظر داشت، در حالی که متوجه نبودند.
 
 
حزب
٧٨
وَحَرَّمْنَا عَلَيْهِ الْمَرَاضِعَ مِنْ قَبْلُ فَقَالَتْ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَىٰ أَهْلِ بَيْتٍ يَكْفُلُونَهُ لَكُمْ وَهُمْ لَهُ نَاصِحُونَ
‎‎(١٢)
 
و ما زنان شیرده را از پیش بر او ممنوع کردیم، پس گفت: «آیا می‌خواهید شما را به خانواده‌ای راهنمایی کنم که سرپرستی او را برای شما بپذیرند و خیرخواه او باشند؟»
 
 
فَرَدَدْنَاهُ إِلَىٰ أُمِّهِ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُهَا وَلَا تَحْزَنَ وَلِتَعْلَمَ أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ
‎‎(١٣)
 
پس ما او را به مادرش بازگردانیدیم تا روشنی چشم او باشد و غم نخورد و بداند که وعده‌ی الهی حق است؛ ولی بیشتر مردم نمی‌دانند.
 
 
صفحه
٣٨٧
وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَاسْتَوَىٰ آتَيْنَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا ۚ وَكَذَٰلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ
‎‎(١٤)
 
چون موسی نیرومند شد و رشد و کمال یافت، به او حکمت و دانش عطا کردیم. و ما این‌گونه نیکوکاران را پاداش می‌دهیم.
 
 
وَدَخَلَ الْمَدِينَةَ عَلَىٰ حِينِ غَفْلَةٍ مِنْ أَهْلِهَا فَوَجَدَ فِيهَا رَجُلَيْنِ يَقْتَتِلَانِ هَـٰذَا مِنْ شِيعَتِهِ وَهَـٰذَا مِنْ عَدُوِّهِ ۖ فَاسْتَغَاثَهُ الَّذِي مِنْ شِيعَتِهِ عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ فَوَكَزَهُ مُوسَىٰ فَقَضَىٰ عَلَيْهِ ۖ قَالَ هَـٰذَا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ ۖ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُضِلٌّ مُبِينٌ
‎‎(١٥)
 
و موسی وارد شهر شد، در حالی که مردم بی‌خبر بودند. در آنجا به دو مرد برخورد که با یکدیگر زد و خورد می‌کردند، این یکی از طرفداران موسی و آن از دشمنانش بود. پس آن که از پیروان موسی بود، از او در برابر دشمنش یاری خواست. پس موسی مشتی بر او زد که کار او را ساخت. موسی گفت: «این از کار شیطان بود. او دشمنِ گمراه کننده‌ی آشکاری است.»
 
 
قَالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي فَغَفَرَ لَهُ ۚ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ
‎‎(١٦)
 
گفت: «پروردگارا! من به خویشتن ستم کرده‌ام. پس مرا بیامرز!» پس او را آمرزید. به درستی که او آمرزنده‌ی مهربان است.
 
 
قَالَ رَبِّ بِمَا أَنْعَمْتَ عَلَيَّ فَلَنْ أَكُونَ ظَهِيرًا لِلْمُجْرِمِينَ
‎‎(١٧)
 
گفت: «پروردگارا! به خاطر نعمتی که بر من ارزانی داشتی، هرگز پشتیبان تبهکاران نخواهم بود.»
 
 
فَأَصْبَحَ فِي الْمَدِينَةِ خَائِفًا يَتَرَقَّبُ فَإِذَا الَّذِي اسْتَنْصَرَهُ بِالْأَمْسِ يَسْتَصْرِخُهُ ۚ قَالَ لَهُ مُوسَىٰ إِنَّكَ لَغَوِيٌّ مُبِينٌ
‎‎(١٨)
 
در شهر نگران و ترسان صبح کرد. ناگهان همان کسی که دیروز از او یاری خواسته بود، وی را به فریادرسی می‌خواند! گفت: «به راستی که تو در گمراهی آشکاری هستی! »
 
 
فَلَمَّا أَنْ أَرَادَ أَنْ يَبْطِشَ بِالَّذِي هُوَ عَدُوٌّ لَهُمَا قَالَ يَا مُوسَىٰ أَتُرِيدُ أَنْ تَقْتُلَنِي كَمَا قَتَلْتَ نَفْسًا بِالْأَمْسِ ۖ إِنْ تُرِيدُ إِلَّا أَنْ تَكُونَ جَبَّارًا فِي الْأَرْضِ وَمَا تُرِيدُ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْمُصْلِحِينَ
‎‎(١٩)
 
پس چون خواست با آن کسی که دشمن هر دوی آنها بود، به سختی برخورد کند، گفت: «ای موسی! آیا می‌خواهی مرا به قتل برسانی؟ همان‌گونه که دیروز یک نفر را کشتی؟! تو جز زورگویی در روی زمین هدفی نداری، و نمی‌خواهی که از مصلحان باشی.»
 
 
وَجَاءَ رَجُلٌ مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ يَسْعَىٰ قَالَ يَا مُوسَىٰ إِنَّ الْمَلَأَ يَأْتَمِرُونَ بِكَ لِيَقْتُلُوكَ فَاخْرُجْ إِنِّي لَكَ مِنَ النَّاصِحِينَ
‎‎(٢٠)
 
مردی از دورترین نقطه‌ی شهر شتابان آمد و گفت: «ای موسی! سران قوم در مورد کشتن تو به مشورت نشسته‌اند، پس بیرون برو، که من از خیرخواهان و دلسوزان توام.»
 
 
فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفًا يَتَرَقَّبُ ۖ قَالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ
‎‎(٢١)
 
پس از آن بیرون رفت، در حالی که نگران و ترسان بود. گفت: «پروردگارا! مرا از این گروه ستمگر نجات بده!»
 
 
صفحه
٣٨٨
وَلَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقَاءَ مَدْيَنَ قَالَ عَسَىٰ رَبِّي أَنْ يَهْدِيَنِي سَوَاءَ السَّبِيلِ
‎‎(٢٢)
 
و چون به سوی مَدین روی نهاد، گفت: «امید است که پروردگارم مرا به راه راست هدایت فرماید.»
 
 
وَلَمَّا وَرَدَ مَاءَ مَدْيَنَ وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةً مِنَ النَّاسِ يَسْقُونَ وَوَجَدَ مِنْ دُونِهِمُ امْرَأَتَيْنِ تَذُودَانِ ۖ قَالَ مَا خَطْبُكُمَا ۖ قَالَتَا لَا نَسْقِي حَتَّىٰ يُصْدِرَ الرِّعَاءُ ۖ وَأَبُونَا شَيْخٌ كَبِيرٌ
‎‎(٢٣)
 
و چون موسی به آب مَدیَن رسید، گروهی از مردم را در اطراف آن دید که به سیراب کردن مشغولند و در کنار آنان، دو زن را دید که دور می‌داشتند. گفت: «منظور شما چیست؟» گفتند: «ما آب نمی‌دهیم تا این که همه‌ی چوپانان برگردانند و پدر ما پیرمردی کهن‌سال است.»
 
 
فَسَقَىٰ لَهُمَا ثُمَّ تَوَلَّىٰ إِلَى الظِّلِّ فَقَالَ رَبِّ إِنِّي لِمَا أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ
‎‎(٢٤)
 
پس برای آنان آب داد، سپس رو به سوی سایه آورد و گفت: «پروردگارا! من به هر خیری که تو بر من بفرستی، نیازمندم.»
 
 
فَجَاءَتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِي عَلَى اسْتِحْيَاءٍ قَالَتْ إِنَّ أَبِي يَدْعُوكَ لِيَجْزِيَكَ أَجْرَ مَا سَقَيْتَ لَنَا ۚ فَلَمَّا جَاءَهُ وَقَصَّ عَلَيْهِ الْقَصَصَ قَالَ لَا تَخَفْ ۖ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ
‎‎(٢٥)
 
پس یکی از آن دو در حالی که با حیا و عفّت، راه می‌رفت، نزد او آمد و گفت: «پدرم از تو دعوت می‌کند تا مزد این که برای ما آب دادی، به تو بپردازد.» پس همین که موسی به نزد او آمد و سرگذشت خود را برای او بازگو کرد، شعیب گفت: «نترس! تو از گروه ستمگران نجات یافتی!»
 
 
قَالَتْ إِحْدَاهُمَا يَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ ۖ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ
‎‎(٢٦)
 
یکی از آن دو گفت: «ای پدر! او را استخدام کن، زیرا بهترین کسی که استخدام کنی، شخصِ توانا و امین است.»
 
 
قَالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هَاتَيْنِ عَلَىٰ أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ ۖ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِنْدِكَ ۖ وَمَا أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ ۚ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ
‎‎(٢٧)
 
گفت: «من قصد دارم یکی از این دو دخترم را به همسری تو درآورم، بر این که هشت سال برای من کار کنی و اگر آن به ده سال تمام کردی، از ناحیه‌ی خودتوست و من نمی‌خواهم بر تو سخت بگیرم. به زودی به خواست خداوند، مرا از صالحان خواهی یافت.»
 
 
قَالَ ذَٰلِكَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ ۖ أَيَّمَا الْأَجَلَيْنِ قَضَيْتُ فَلَا عُدْوَانَ عَلَيَّ ۖ وَاللَّهُ عَلَىٰ مَا نَقُولُ وَكِيلٌ
‎‎(٢٨)
 
گفت: «این میان من و تو هر کدام از دو مدّت را که به انجام رساندم، ستمی بر من نخواهد بود، ! و خداوند برآنچه ما می‌گوییم، وکیل است.»
 
 
صفحه
٣٨٩
فَلَمَّا قَضَىٰ مُوسَى الْأَجَلَ وَسَارَ بِأَهْلِهِ آنَسَ مِنْ جَانِبِ الطُّورِ نَارًا قَالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ نَارًا لَعَلِّي آتِيكُمْ مِنْهَا بِخَبَرٍ أَوْ جَذْوَةٍ مِنَ النَّارِ لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ
‎‎(٢٩)
 
پس چون موسی، مدّت را به پایان رساند و با خانواده‌اش رهسپار گردید، از سوی طور آتشی را دید. به خانواده‌اش گفت: «قدری درنگ کنید! من آتشی دیدم، شاید خبری برای شما بیاورم، یا شعله‌ای از آتش را، تا گرم شوید.»
 
 
فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِيَ مِنْ شَاطِئِ الْوَادِ الْأَيْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبَارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ أَنْ يَا مُوسَىٰ إِنِّي أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ
‎‎(٣٠)
 
پس همین که نزدیک آن آمد، از جانب راست آن درّه، در آن جایگاه مبارک و خجسته، از یک درخت، ندا داده شد که: ای موسی! همانا من، اللّه، پروردگار جهانیان هستم.
 
 
وَأَنْ أَلْقِ عَصَاكَ ۖ فَلَمَّا رَآهَا تَهْتَزُّ كَأَنَّهَا جَانٌّ وَلَّىٰ مُدْبِرًا وَلَمْ يُعَقِّبْ ۚ يَا مُوسَىٰ أَقْبِلْ وَلَا تَخَفْ ۖ إِنَّكَ مِنَ الْآمِنِينَ
‎‎(٣١)
 
و عصایت را بیفکن! پس چون مشاهده کرد آن چنان جست و خیز می‌کند گویا ماری چالاک و کوچک است، پشت‌کنان گریخت و به عقب نگاه نکرد! «ای موسی! پیش بیا و نترس! همانا تو در امان هستی.
 
 
اسْلُكْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضَاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ وَاضْمُمْ إِلَيْكَ جَنَاحَكَ مِنَ الرَّهْبِ ۖ فَذَانِكَ بُرْهَانَانِ مِنْ رَبِّكَ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ ۚ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ
‎‎(٣٢)
 
دستت را در گریبان فروببر، بدون هیچ بیماری و نقص و عیبی، سپید و درخشان بیرون خواهد آمد. و برای رهایی از ترس، دو دستت را بر سینه بگذار. پس این دو برهان از طرف پروردگارت به سوی فرعون و اشراف قوم اوست. به‌درستی که آنان گروهی فاسق بوده‌اند.»
 
 
قَالَ رَبِّ إِنِّي قَتَلْتُ مِنْهُمْ نَفْسًا فَأَخَافُ أَنْ يَقْتُلُونِ
‎‎(٣٣)
 
گفت: «پروردگارا! من یکی از آنها را کشته‌ام، پس می‌ترسم مرا به قتل برسانند.
 
 
وَأَخِي هَارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي لِسَانًا فَأَرْسِلْهُ مَعِيَ رِدْءًا يُصَدِّقُنِي ۖ إِنِّي أَخَافُ أَنْ يُكَذِّبُونِ
‎‎(٣٤)
 
و برادرم هارون را که در بیان از من شیواتر است، برای یاری‌ام با من بفرست، تا مرا تصدیق کند. می‌ترسم که مرا تکذیب کنند.»
 
 
قَالَ سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ وَنَجْعَلُ لَكُمَا سُلْطَانًا فَلَا يَصِلُونَ إِلَيْكُمَا ۚ بِآيَاتِنَا أَنْتُمَا وَمَنِ اتَّبَعَكُمَا الْغَالِبُونَ
‎‎(٣٥)
 
فرمود: « ما بازوی تو را به واسطه‌ی برادرت محکم خواهیم کرد و برای شما، برتری و سلطه قرار خواهیم داد، پس به برکت آیات ما بر شما دست نخواهند یافت. شما و پیروانتان پیروزید!»
 
 
صفحه
٣٩٠
فَلَمَّا جَاءَهُمْ مُوسَىٰ بِآيَاتِنَا بَيِّنَاتٍ قَالُوا مَا هَـٰذَا إِلَّا سِحْرٌ مُفْتَرًى وَمَا سَمِعْنَا بِهَـٰذَا فِي آبَائِنَا الْأَوَّلِينَ
‎‎(٣٦)
 
پس هنگامی که موسی با آیات روشن ما به سراغ آنان آمد، گفتند: «این چیزی جز جادوی ساختگی نیست و ما چنین چیزی را در نیاکان خود نشنیده‌ایم.»
 
 
وَقَالَ مُوسَىٰ رَبِّي أَعْلَمُ بِمَنْ جَاءَ بِالْهُدَىٰ مِنْ عِنْدِهِ وَمَنْ تَكُونُ لَهُ عَاقِبَةُ الدَّارِ ۖ إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ
‎‎(٣٧)
 
و موسی گفت: «پروردگار من به کسی که از نزد او هدایت آورده، آگاه‌تر است و سرانجام آخرت برای چه کسانی است. بی‌تردید ستمکاران رستگار نخواهند شد.»
 
 
وَقَالَ فِرْعَوْنُ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ مَا عَلِمْتُ لَكُمْ مِنْ إِلَـٰهٍ غَيْرِي فَأَوْقِدْ لِي يَا هَامَانُ عَلَى الطِّينِ فَاجْعَلْ لِي صَرْحًا لَعَلِّي أَطَّلِعُ إِلَىٰ إِلَـٰهِ مُوسَىٰ وَإِنِّي لَأَظُنُّهُ مِنَ الْكَاذِبِينَ
‎‎(٣٨)
 
و فرعون گفت: «ای بزرگان قوم! من جز خودم، معبودی برای شما نمی‌شناسم؛ ای هامان! برای من آتشی بر گِل بیفروز، پس برجی بلند برای من بساز، شاید به خدای موسی دست یابم و من او را از دروغگویان می‌پندارم.»
 
 
وَاسْتَكْبَرَ هُوَ وَجُنُودُهُ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ إِلَيْنَا لَا يُرْجَعُونَ
‎‎(٣٩)
 
او و سپاهیانش به ناحقّ در زمین تکبّر ورزیدند و پنداشتند که آنان به سوی ما بازگردانده نمی‌شوند.
 
 
فَأَخَذْنَاهُ وَجُنُودَهُ فَنَبَذْنَاهُمْ فِي الْيَمِّ ۖ فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِينَ
‎‎(٤٠)
 
پس ما او و لشکریانش را گرفتیم و به دریا افکندیم. پس بنگر که پایان کار ستمگران چگونه است.
 
 
وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ ۖ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ لَا يُنْصَرُونَ
‎‎(٤١)
 
و آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به آتش دعوت می‌کنند و روز قیامت، یاری نخواهند شد.
 
 
وَأَتْبَعْنَاهُمْ فِي هَـٰذِهِ الدُّنْيَا لَعْنَةً ۖ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ هُمْ مِنَ الْمَقْبُوحِينَ
‎‎(٤٢)
 
و در این دنیا، لعنتی بدرقه‌ی آنان کردیم و روز قیامت، آنان از زشت‌رویان خواهند بود.
 
 
وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ مِنْ بَعْدِ مَا أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ الْأُولَىٰ بَصَائِرَ لِلنَّاسِ وَهُدًى وَرَحْمَةً لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ
‎‎(٤٣)
 
و بی‌گمان پس از آن که نسل‌های نخستین را نابود ساختیم، به موسی کتاب عطا کردیم برای بصیرت مردم و هدایت و رحمت باشد، شاید که آنان پند گیرند.
 
 
صفحه
٣٩١
وَمَا كُنْتَ بِجَانِبِ الْغَرْبِيِّ إِذْ قَضَيْنَا إِلَىٰ مُوسَى الْأَمْرَ وَمَا كُنْتَ مِنَ الشَّاهِدِينَ
‎‎(٤٤)
 
و هنگامی که فرمان را به موسی دادیم، تو در جانب غربی حضور نداشتی و از شاهدان نبودی.
 
 
وَلَـٰكِنَّا أَنْشَأْنَا قُرُونًا فَتَطَاوَلَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ ۚ وَمَا كُنْتَ ثَاوِيًا فِي أَهْلِ مَدْيَنَ تَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِنَا وَلَـٰكِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ
‎‎(٤٥)
 
ولی ما در روزگاران مختلف پدید آوردیم، پس روزگار درازی بر آنها گذشت، و تو در میان اهل مَدین اقامت نداشته‌ای تا آیات ما را برایشان بخوانی، اما سنّت ما این است که افرادی را برای هدایت می‌فرستیم.
 
 
وَمَا كُنْتَ بِجَانِبِ الطُّورِ إِذْ نَادَيْنَا وَلَـٰكِنْ رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ لِتُنْذِرَ قَوْمًا مَا أَتَاهُمْ مِنْ نَذِيرٍ مِنْ قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ
‎‎(٤٦)
 
و آن‌گاه که ما ندا دادیم، تو در کنار کوه طور نبودی، اما رحمتی است از جانب پروردگارت، تا تو قومی را که پیش از تو هشدار دهنده‌ای برایشان نیامده بود، هشدار دهی، شاید آنان متذکر شوند.
 
 
وَلَوْلَا أَنْ تُصِيبَهُمْ مُصِيبَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ فَيَقُولُوا رَبَّنَا لَوْلَا أَرْسَلْتَ إِلَيْنَا رَسُولًا فَنَتَّبِعَ آيَاتِكَ وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ
‎‎(٤٧)
 
اگر مصیبتی به خاطر دستاوردشان به آنان برسد، می‌گویند: «پروردگارا! چرا برای ما پیامبری نفرستادی تا آیات تو را پیروی کنیم و از مؤمنان باشیم؟»
 
 
فَلَمَّا جَاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِنَا قَالُوا لَوْلَا أُوتِيَ مِثْلَ مَا أُوتِيَ مُوسَىٰ ۚ أَوَلَمْ يَكْفُرُوا بِمَا أُوتِيَ مُوسَىٰ مِنْ قَبْلُ ۖ قَالُوا سِحْرَانِ تَظَاهَرَا وَقَالُوا إِنَّا بِكُلٍّ كَافِرُونَ
‎‎(٤٨)
 
پس هرگاه از جانب ما حقّ برای آنان آمد، گفتند: «چرا آنچه داده شده، شبیه آنچه به موسی داده شده، نیست؟» مگر به آنچه پیش‌تر به موسی داده شده بود، کفر نورزیدند؟ گفتند: «این دو جادوهایی هستند که پشتیبان یکدیگرند!» و گفتند: «ما به همه‌ی آنها کافریم!»
 
 
قُلْ فَأْتُوا بِكِتَابٍ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ هُوَ أَهْدَىٰ مِنْهُمَا أَتَّبِعْهُ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ
‎‎(٤٩)
 
بگو: «اگر راست می‌گویید، شما کتابی از جانب خداوند بیاورید که از این دو هدایت‌بخش‌تر باشد، تا من از آن پیروی کنم.»
 
 
فَإِنْ لَمْ يَسْتَجِيبُوا لَكَ فَاعْلَمْ أَنَّمَا يَتَّبِعُونَ أَهْوَاءَهُمْ ۚ وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَوَاهُ بِغَيْرِ هُدًى مِنَ اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ
‎‎(٥٠)
 
پس اگر تو را نپذیرفتند، بدان که آنان پیرو هوس‌های خویشند. و کیست گمراه‌تر از آن کس که از هوس خود پیروی کرده و هدایت الهی را نپذیرفته است؟ خداوند، قوم ستمگر را هدایت نمی‌کند.
 
 
صفحه
٣٩٢
حزب
٧٩
وَلَقَدْ وَصَّلْنَا لَهُمُ الْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ
‎‎(٥١)
 
و ما پیوسته برای آنان سخن گفتیم، شاید که پند گیرند و متذکر شوند.
 
 
الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِهِ هُمْ بِهِ يُؤْمِنُونَ
‎‎(٥٢)
 
آنان که پیش از این کتابشان دادیم، همان‌ها به این ایمان می‌آورند.
 
 
وَإِذَا يُتْلَىٰ عَلَيْهِمْ قَالُوا آمَنَّا بِهِ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّنَا إِنَّا كُنَّا مِنْ قَبْلِهِ مُسْلِمِينَ
‎‎(٥٣)
 
و زمانی که بر آنان تلاوت شود، می‌گویند: «ما به آن ایمان آوردیم. آن، حقّی است از سوی پروردگارمان. ما پیش از این اهل تسلیم بوده‌ایم.»
 
 
أُولَـٰئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَيْنِ بِمَا صَبَرُوا وَيَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ
‎‎(٥٤)
 
آنان به خاطر صبرشان ، دو برابر پاداش داده می‌شوند. و بدی‌ها را با نیکی دفع می‌کنند و از آنچه روزی آنان کرده‌ایم، انفاق می‌نمایند.
 
 
وَإِذَا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَقَالُوا لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ لَا نَبْتَغِي الْجَاهِلِينَ
‎‎(٥٥)
 
و هرگاه لغوی را بشنوند، از آن روی برمی‌گردانند و می‌گویند: «کردارِ ما برای ما و کارهای شما برای شما! شما را به سلامت! ما به سراغ نادانان نمی‌رویم.»
 
 
إِنَّكَ لَا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَـٰكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ ۚ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ
‎‎(٥٦)
 
تو نمی‌توانی هر که را دوست داری، هدایت کنی، بلکه خداوند است که هر کس را بخواهد، هدایت می‌کند. و او به ره‌یافتگان آگاه‌تر است.
 
 
وَقَالُوا إِنْ نَتَّبِعِ الْهُدَىٰ مَعَكَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنَا ۚ أَوَلَمْ نُمَكِّنْ لَهُمْ حَرَمًا آمِنًا يُجْبَىٰ إِلَيْهِ ثَمَرَاتُ كُلِّ شَيْءٍ رِزْقًا مِنْ لَدُنَّا وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ
‎‎(٥٧)
 
و گفتند: «اگر ما همراه تو از هدایت پیروی کنیم، ما را از سرزمینمان خواهند ربود!» آیا ما آنان را در حرم امنی قرار ندادیم که همواره هر نوع میوه و محصولی که رزقی از سوی ماست، به سوی آن سرازیر می‌شود؟ ولی بیشتر آنان نمی‌دانند!
 
 
وَكَمْ أَهْلَكْنَا مِنْ قَرْيَةٍ بَطِرَتْ مَعِيشَتَهَا ۖ فَتِلْكَ مَسَاكِنُهُمْ لَمْ تُسْكَنْ مِنْ بَعْدِهِمْ إِلَّا قَلِيلًا ۖ وَكُنَّا نَحْنُ الْوَارِثِينَ
‎‎(٥٨)
 
و چه بسیار مناطقی که ما به خاطر طغیان در زندگی، نابود کردیم. این خانه‌های آنهاست که پس از آنان، جز اندکی سکونت نکردند. و ما وارث بوده‌ایم!
 
 
وَمَا كَانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَىٰ حَتَّىٰ يَبْعَثَ فِي أُمِّهَا رَسُولًا يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِنَا ۚ وَمَا كُنَّا مُهْلِكِي الْقُرَىٰ إِلَّا وَأَهْلُهَا ظَالِمُونَ
‎‎(٥٩)
 
و پروردگارت قریه‌ها را نابود نمی‌کند، مگر این که در میان آنان پیامبری برانگیزد، که آیات ما را بر آنان تلاوت کند. و ما هیچ آبادی را هلاک نکردیم، مگر آن که اهل آن ظالم بودند.
 
 
صفحه
٣٩٣
وَمَا أُوتِيتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَمَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَزِينَتُهَا ۚ وَمَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ وَأَبْقَىٰ ۚ أَفَلَا تَعْقِلُونَ
‎‎(٦٠)
 
و آنچه به شما داده شده، بهره‌ی زندگی دنیا و زینت آن است. و آنچه نزد خداست، بهتر و پایدارتر است. پس آیا نمی‌اندیشید؟!
 
 
أَفَمَنْ وَعَدْنَاهُ وَعْدًا حَسَنًا فَهُوَ لَاقِيهِ كَمَنْ مَتَّعْنَاهُ مَتَاعَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ثُمَّ هُوَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مِنَ الْمُحْضَرِينَ
‎‎(٦١)
 
پس آیا کسی که به او وعده‌ای نیکو داده‌ایم و او آن را خواهد دید، مانند کسی است که او را از بهره‌ی زندگی دنیا بهره‌مند ساخته‌ایم، سپس او در روز قیامت از احضارشدگان خواهد بود؟!
 
 
وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَائِيَ الَّذِينَ كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ
‎‎(٦٢)
 
و روزی که آنها را ندا می‌دهد، پس می‌گوید: «کجایند آن شریکانی که برای من می‌پنداشتید؟!»
 
 
قَالَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ رَبَّنَا هَـٰؤُلَاءِ الَّذِينَ أَغْوَيْنَا أَغْوَيْنَاهُمْ كَمَا غَوَيْنَا ۖ تَبَرَّأْنَا إِلَيْكَ ۖ مَا كَانُوا إِيَّانَا يَعْبُدُونَ
‎‎(٦٣)
 
آن کسانی که حکم عذاب بر آنان محقّق گشته است، می‌گویند: «پروردگارا! اینان کسانی هستند که ما گمراه کرده‌ایم. همان‌گونه که خود گمراه بودیم، آنها را گمراه کردیم، به سوی تو بیزاری می‌جوییم. ما را نمی‌پرستیدند، »
 
 
وَقِيلَ ادْعُوا شُرَكَاءَكُمْ فَدَعَوْهُمْ فَلَمْ يَسْتَجِيبُوا لَهُمْ وَرَأَوُا الْعَذَابَ ۚ لَوْ أَنَّهُمْ كَانُوا يَهْتَدُونَ
‎‎(٦٤)
 
و گفته می‌شود: «معبودانی را که شریک خدا می‌پنداشتید، بخوانید!» پس آنها را می‌خوانند؛ امّا جوابی به آنها نمی‌دهند. و عذاب الهی را می‌بینند ای کاش، هدایت یافته بودند.
 
 
وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ مَاذَا أَجَبْتُمُ الْمُرْسَلِينَ
‎‎(٦٥)
 
و روزی که آنها را ندا می‌دهد، پس می‌گوید: «به پیامبران چه پاسخی دادید؟»
 
 
فَعَمِيَتْ عَلَيْهِمُ الْأَنْبَاءُ يَوْمَئِذٍ فَهُمْ لَا يَتَسَاءَلُونَ
‎‎(٦٦)
 
پس در آن روز، همه‌ی اخبار بر آنان پوشیده می‌مانَد، از این رو آنان از یکدیگر نمی‌پرسند.
 
 
فَأَمَّا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَعَسَىٰ أَنْ يَكُونَ مِنَ الْمُفْلِحِينَ
‎‎(٦٧)
 
امّا هر کس توبه کند و ایمان بیاورد و کار شایسته‌ای کند، پس امید است که از رستگاران باشد.
 
 
وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ وَيَخْتَارُ ۗ مَا كَانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ ۚ سُبْحَانَ اللَّهِ وَتَعَالَىٰ عَمَّا يُشْرِكُونَ
‎‎(٦٨)
 
و پروردگارت آنچه را بخواهد، می‌آفریند، و برمی‌گزیند. برای آنان حقّ انتخابی نیست. منزّه است خدا. و برتر است از آنچه شرک می‌ورزند.
 
 
وَرَبُّكَ يَعْلَمُ مَا تُكِنُّ صُدُورُهُمْ وَمَا يُعْلِنُونَ
‎‎(٦٩)
 
و پروردگار تو، آنچه را سینه‌هایشان پنهان می‌دارند و آنچه را آشکار می‌سازند، می‌داند.
 
 
وَهُوَ اللَّهُ لَا إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ لَهُ الْحَمْدُ فِي الْأُولَىٰ وَالْآخِرَةِ ۖ وَلَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ
‎‎(٧٠)
 
اوست خدایی که معبودی جز او نیست. ستایش در دنیا و آخرت مخصوص اوست. حاکمیت تنها از آنِ اوست و به سوی او بازگردانده می‌شوید.
 
 
صفحه
٣٩٤
قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ جَعَلَ اللَّهُ عَلَيْكُمُ اللَّيْلَ سَرْمَدًا إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ مَنْ إِلَـٰهٌ غَيْرُ اللَّهِ يَأْتِيكُمْ بِضِيَاءٍ ۖ أَفَلَا تَسْمَعُونَ
‎‎(٧١)
 
بگو: «آیا اندیشیده‌اید که اگر خدا شب را تا روز رستاخیز بر شما پایدار بدارد، کدام معبودی جز اللّه برای شما روشنی خواهد آورد؟ پس آیا نمی‌شنوید؟»
 
 
قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ جَعَلَ اللَّهُ عَلَيْكُمُ النَّهَارَ سَرْمَدًا إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ مَنْ إِلَـٰهٌ غَيْرُ اللَّهِ يَأْتِيكُمْ بِلَيْلٍ تَسْكُنُونَ فِيهِ ۖ أَفَلَا تُبْصِرُونَ
‎‎(٧٢)
 
بگو: «آیا اندیشیده‌اید که اگر خداوند، روز را بر شما تا روز رستاخیز جاوِدان بدارد، کدام معبودی جز اللّه برای شما شب خواهد آورد، تا در آن آرامش یابید؟ پس آیا نمی‌نگرید؟»
 
 
وَمِنْ رَحْمَتِهِ جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ وَلِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ
‎‎(٧٣)
 
و از رحمت اوست که برای شما شب و روز را قرار داد تا در آن آرامش یابید و از فضل او بجویید، و باشد که شکر گزارید.
 
 
وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَائِيَ الَّذِينَ كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ
‎‎(٧٤)
 
و روزی که آنها را ندا می‌دهد و می‌گوید: «کجایند آن شریکانی که برای من می‌پنداشتید؟!»
 
 
وَنَزَعْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا فَقُلْنَا هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ فَعَلِمُوا أَنَّ الْحَقَّ لِلَّهِ وَضَلَّ عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَفْتَرُونَ
‎‎(٧٥)
 
و از هر امّتی، گواهی بیرون می‌آوریم، پس می‌گوییم: «دلیل خود را بیاورید!» پس می‌فهمند که حقّ، مخصوص خداست و هر چه به دروغ می‌بافتند، از آنان رفته و محو شده است.
 
 
إِنَّ قَارُونَ كَانَ مِنْ قَوْمِ مُوسَىٰ فَبَغَىٰ عَلَيْهِمْ ۖ وَآتَيْنَاهُ مِنَ الْكُنُوزِ مَا إِنَّ مَفَاتِحَهُ لَتَنُوءُ بِالْعُصْبَةِ أُولِي الْقُوَّةِ إِذْ قَالَ لَهُ قَوْمُهُ لَا تَفْرَحْ ۖ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ
‎‎(٧٦)
 
قارون از قوم موسی بود و بر آنان ستم کرد. و ما آن‌قدر از گنج‌ها به او داده بودیم که حمل کلیدهایش بر گروهی نیرومند نیز دشوار بود. هنگامی که قومش به او گفتند: «مغرورانه شادی مکن! بی‌تردید خداوند شادمانانِ مغرور را دوست نمی‌دارد.
 
 
وَابْتَغِ فِيمَا آتَاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ ۖ وَلَا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا ۖ وَأَحْسِنْ كَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ ۖ وَلَا تَبْغِ الْفَسَادَ فِي الْأَرْضِ ۖ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ
‎‎(٧٧)
 
و در آنچه خداوند به تو داده است، سرای آخرت را بجوی، و بهره‌ات را نیز از این دنیا فراموش مکن. و همان‌گونه که خداوند به تو احسان کرده است، تو نیز احسان کن! و به دنبال فساد در زمین مباش، که خداوند، فسادگران را دوست نمی‌دارد.»
 
 
صفحه
٣٩٥
قَالَ إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَىٰ عِلْمٍ عِنْدِي ۚ أَوَلَمْ يَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَهْلَكَ مِنْ قَبْلِهِ مِنَ الْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَأَكْثَرُ جَمْعًا ۚ وَلَا يُسْأَلُ عَنْ ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ
‎‎(٧٨)
 
گفت: «این را فقط به خاطر دانشی که نزد من است، به من داده‌اند.» او نمی‌دانست که خداوند، پیش از او از میان نسل‌ها، کسانی را نابود کرده است، که از او نیرومندتر و مال‌اندوزتر بودند؟ و گناهکاران، از گناهشان پرسیده نمی‌شوند .
 
 
فَخَرَجَ عَلَىٰ قَوْمِهِ فِي زِينَتِهِ ۖ قَالَ الَّذِينَ يُرِيدُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا يَا لَيْتَ لَنَا مِثْلَ مَا أُوتِيَ قَارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍ
‎‎(٧٩)
 
با تمام تجمّل خود در میان قومش ظاهر شد. آنان که خواهان زندگانی دنیا بودند گفتند: «ای کاش مانند آنچه به قارون داده‌اند، ما نیز داشتیم! راستی که او بهره‌ی بزرگی دارد.»
 
 
وَقَالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَيْلَكُمْ ثَوَابُ اللَّهِ خَيْرٌ لِمَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا وَلَا يُلَقَّاهَا إِلَّا الصَّابِرُونَ
‎‎(٨٠)
 
و کسانی که علم به آنان داده شده بود، گفتند: «وای بر شما! پاداش الهی برای کسانی که ایمان آورند و کار شایسته کنند، ، بهتر است. و جز صابران، آن را دریافت نخواهند کرد.»
 
 
فَخَسَفْنَا بِهِ وَبِدَارِهِ الْأَرْضَ فَمَا كَانَ لَهُ مِنْ فِئَةٍ يَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَمَا كَانَ مِنَ الْمُنْتَصِرِينَ
‎‎(٨١)
 
پس ما، او و خانه‌اش را به زمین فروبردیم. و هیچ گروهی نبود که او را در برابر قهر خداوند یاری کند، و خودش نیز نمی‌توانست از خویش دفاع نماید.
 
 
وَأَصْبَحَ الَّذِينَ تَمَنَّوْا مَكَانَهُ بِالْأَمْسِ يَقُولُونَ وَيْكَأَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَيَقْدِرُ ۖ لَوْلَا أَنْ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْنَا لَخَسَفَ بِنَا ۖ وَيْكَأَنَّهُ لَا يُفْلِحُ الْكَافِرُونَ
‎‎(٨٢)
 
و بامدادان، همان کسانی که موقعیت دیروز قارون را آرزو می‌کردند، می‌گفتند: «ای وای! گویا خداوند، روزی را بر هر کس از بندگانش که بخواهد، گشاده یا تنگ می‌گرداند. اگر خداوند بر ما منت نگذاشته بود، حتماً ما را نیز به قعر زمین فرومی‌برد. وای! گویا کافران، رستگار نمی‌شوند.»
 
 
تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا ۚ وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ
‎‎(٨٣)
 
آن سرای آخرت را ما برای کسانی قرار می‌دهیم که خواستار برتری و فساد در زمین نباشند. و سرانجام، از آنِ پرهیزکاران است.
 
 
مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْهَا ۖ وَمَنْ جَاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلَا يُجْزَى الَّذِينَ عَمِلُوا السَّيِّئَاتِ إِلَّا مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ
‎‎(٨٤)
 
هر کس نیکی آورد، بهتر از عملش خواهد داشت، و هر کس بدی آورد، پس کسانی که کارهای ناروا کنند، جز آنچه کرده‌اند، مجازات نمی‌شوند.
 
 
صفحه
٣٩٦
إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرَادُّكَ إِلَىٰ مَعَادٍ ۚ قُلْ رَبِّي أَعْلَمُ مَنْ جَاءَ بِالْهُدَىٰ وَمَنْ هُوَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ
‎‎(٨٥)
 
آن کس که قرآن را بر تو واجب کرد، قطعاً تو را به وعده‌گاه بازخواهد گردانید. بگو: «پروردگارم آگاه‌تر است که چه کسی هدایت را آورده، و چه کسی در گمراهی آشکار است.»
 
 
وَمَا كُنْتَ تَرْجُو أَنْ يُلْقَىٰ إِلَيْكَ الْكِتَابُ إِلَّا رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ ۖ فَلَا تَكُونَنَّ ظَهِيرًا لِلْكَافِرِينَ
‎‎(٨٦)
 
و تو امید نداشتی که کتاب به سوی تو فرستاده شود، لکن مگر رحمتی از سوی پروردگارت بود. پس هرگز پشتیبان کافران مباش.
 
 
وَلَا يَصُدُّنَّكَ عَنْ آيَاتِ اللَّهِ بَعْدَ إِذْ أُنْزِلَتْ إِلَيْكَ ۖ وَادْعُ إِلَىٰ رَبِّكَ ۖ وَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ
‎‎(٨٧)
 
و پس از آن که آیات الهی به سوی تو نازل گردید، تو را بازندارد. و به سوی پروردگارت دعوت کن. و هرگز از مشرکان مباش!
 
 
وَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَـٰهًا آخَرَ ۘ لَا إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ ۚ كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ ۚ لَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ
‎‎(٨٨)
 
و معبود دیگری را با اللّه مخوان که معبودی جز او نیست. همه چیز جز ذات او نابودشدنی است. فرمانروایی تنها از آن اوست، و همه به سوی او بازگردانده می‌شوید.
 
سوره قبلیسوره بعدی
سورۀ القصص (88 آیه)