قرآن - سورۀ قمر
چهارشنبه ۱۴۰۵/۰۵/۲۱
×
 
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ
 
به نام خداوند بخشنده‌ی مهربان.
 
 
اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانْشَقَّ الْقَمَرُ
‎‎(١)
 
قیامت بسیار نزدیک شد و ماه از هم شکافت.
 
 
وَإِنْ يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَيَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ
‎‎(٢)
 
و اگر معجزه‌ای بینند، روی می‌گردانند و می‌گویند: «این جادویی است پی‌درپی و همیشگی!»
 
 
وَكَذَّبُوا وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءَهُمْ ۚ وَكُلُّ أَمْرٍ مُسْتَقِرٌّ
‎‎(٣)
 
و تکذیب کردند و از هوس‌های خود پیروی نمودند. در حالی که هر کاری قرار می‌گیرد.
 
 
وَلَقَدْ جَاءَهُمْ مِنَ الْأَنْبَاءِ مَا فِيهِ مُزْدَجَرٌ
‎‎(٤)
 
و بی‌گمان از خبرهای مهمّ ، آنچه مایه‌ی دست برداشتن است، برای آنان آمد.
 
 
حِكْمَةٌ بَالِغَةٌ ۖ فَمَا تُغْنِ النُّذُرُ
‎‎(٥)
 
حکمتی رسا بود؛ ولی هشدارها سودی نداشت.
 
 
فَتَوَلَّ عَنْهُمْ ۘ يَوْمَ يَدْعُ الدَّاعِ إِلَىٰ شَيْءٍ نُكُرٍ
‎‎(٦)
 
پس، از آنان روی بگردان! روزی را که آن دعوت‌کننده، به سوی چیزی ناخوش فرامی‌خواند.
 
 
صفحه
٥٢٩
خُشَّعًا أَبْصَارُهُمْ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدَاثِ كَأَنَّهُمْ جَرَادٌ مُنْتَشِرٌ
‎‎(٧)
 
آنان در حالی که چشم‌هایشان فروافتاده، همچون ملخ‌هایی پراکنده، از قبرها بیرون می‌آیند.
 
 
مُهْطِعِينَ إِلَى الدَّاعِ ۖ يَقُولُ الْكَافِرُونَ هَـٰذَا يَوْمٌ عَسِرٌ
‎‎(٨)
 
سراسیمه به سوی دعوت‌کننده می‌دوند. کافران می‌گویند: این روزی بسیار سخت است!»
 
 
كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَكَذَّبُوا عَبْدَنَا وَقَالُوا مَجْنُونٌ وَازْدُجِرَ
‎‎(٩)
 
پیش از اینان، قوم نوح دروغ انگاشتند و بنده ما را تکذیب کردند و گفتند: او دیوانه و جنّ‌زده‌ای است که آزارش داده‌اند.
 
 
فَدَعَا رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ
‎‎(١٠)
 
پس نوح پروردگارش را خواند: « من مغلوب شده‌ام، پس یاریم کن!»
 
 
فَفَتَحْنَا أَبْوَابَ السَّمَاءِ بِمَاءٍ مُنْهَمِرٍ
‎‎(١١)
 
پس ما درهای آسمان را با آبی بسیار فراوان و ریزان گشودیم.
 
 
وَفَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُونًا فَالْتَقَى الْمَاءُ عَلَىٰ أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ
‎‎(١٢)
 
و از زمین چشمه‌هایی جوشاندیم، پس آب بر اساس امری که مقدّر شده بود، به هم پیوست.
 
 
وَحَمَلْنَاهُ عَلَىٰ ذَاتِ أَلْوَاحٍ وَدُسُرٍ
‎‎(١٣)
 
و نوح را بر آن دارای تخته‌ها و میخ‌ها سوار کردیم.
 
 
تَجْرِي بِأَعْيُنِنَا جَزَاءً لِمَنْ كَانَ كُفِرَ
‎‎(١٤)
 
کشتی زیر نظر ما به حرکت درآمد. پاداش پیامبری بود که به او کفر ورزیدند.
 
 
وَلَقَدْ تَرَكْنَاهَا آيَةً فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ
‎‎(١٥)
 
و همانا ما آن را به عنوان نشانه‌ای باقی گذاشتیم، پس آیا پندگیرنده‌ای هست؟
 
 
فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ
‎‎(١٦)
 
پس عذاب و هشدار من چگونه بود؟
 
 
وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ
‎‎(١٧)
 
و به راستی ما قرآن را برای یادآوری ، آسان کردیم، پس آیا پندپذیری هست؟
 
 
كَذَّبَتْ عَادٌ فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ
‎‎(١٨)
 
قوم عاد تکذیب کردند، پس عذاب و هشدار من چگونه بود؟
 
 
إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًا صَرْصَرًا فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ
‎‎(١٩)
 
ما بر آنان در روزی شوم و دنباله‌دار، تندبادی سخت و سرد فرستادیم.
 
 
تَنْزِعُ النَّاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ مُنْقَعِرٍ
‎‎(٢٠)
 
مردم را همچون تنه‌های درخت خرمای ریشه‌کن شده از جا برمی‌کند.
 
 
فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ
‎‎(٢١)
 
پس عذاب و هشدار من چگونه بود؟
 
 
وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ
‎‎(٢٢)
 
و به راستی ما قرآن را برای یادآوری ، آسان کردیم، پس آیا پندپذیری هست؟
 
 
كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِالنُّذُرِ
‎‎(٢٣)
 
قوم ثَمود، هشداردهندگان را تکذیب کردند.
 
 
فَقَالُوا أَبَشَرًا مِنَّا وَاحِدًا نَتَّبِعُهُ إِنَّا إِذًا لَفِي ضَلَالٍ وَسُعُرٍ
‎‎(٢٤)
 
پس گفتند: «آیا از بشری تنها که از ماست، پیروی کنیم؟ در این صورت ما در گمراهی و دیوانگی خواهیم بود.
 
 
أَأُلْقِيَ الذِّكْرُ عَلَيْهِ مِنْ بَيْنِنَا بَلْ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌ
‎‎(٢٥)
 
آیا از میان ما، وحی تنها بر صالح نازل شده است؟ بلکه او دروغگو و خودخواه است.»
 
 
سَيَعْلَمُونَ غَدًا مَنِ الْكَذَّابُ الْأَشِرُ
‎‎(٢٦)
 
« در آینده خواهند دانست که دروغگو و خودخواه کیست.
 
 
إِنَّا مُرْسِلُو النَّاقَةِ فِتْنَةً لَهُمْ فَارْتَقِبْهُمْ وَاصْطَبِرْ
‎‎(٢٧)
 
ما برای آزمایش آنان آن ماده شتر را می‌فرستیم. پس مراقب کار آنان باش و شکیبایی پیشه کن.
 
 
صفحه
٥٣٠
وَنَبِّئْهُمْ أَنَّ الْمَاءَ قِسْمَةٌ بَيْنَهُمْ ۖ كُلُّ شِرْبٍ مُحْتَضَرٌ
‎‎(٢٨)
 
و به آنان خبر ده که آب، میان آنان و شتر تقسیم شده است. هر کدام در زمان نوبت خود بر سر آب حاضر شوند.»
 
 
فَنَادَوْا صَاحِبَهُمْ فَتَعَاطَىٰ فَعَقَرَ
‎‎(٢٩)
 
پس آنان رفیقشان را فراخواندند، پس دست به کار شد و شتر را از پای درآورد.
 
 
فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ
‎‎(٣٠)
 
پس عذاب و هشدار من چگونه بود؟
 
 
إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ صَيْحَةً وَاحِدَةً فَكَانُوا كَهَشِيمِ الْمُحْتَظِرِ
‎‎(٣١)
 
ما فقط یک صیحه را فروفرستادیم، پس آنان مانند گیاه خشک و خردشده‌ای گشتند که در آغل می‌ریزند.
 
 
وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ
‎‎(٣٢)
 
و به راستی ما قرآن را برای یادآوری ، آسان کردیم، پس آیا پندپذیری هست؟
 
 
كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ بِالنُّذُرِ
‎‎(٣٣)
 
قوم لوط هشداردهندگان را تکذیب کردند.
 
 
إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ حَاصِبًا إِلَّا آلَ لُوطٍ ۖ نَجَّيْنَاهُمْ بِسَحَرٍ
‎‎(٣٤)
 
ما نیز بر آنان بادی همراه با سنگ فرستادیم، و فقط خانواده‌ی لوط را سحرگاهان نجات دادیم.
 
 
نِعْمَةً مِنْ عِنْدِنَا ۚ كَذَٰلِكَ نَجْزِي مَنْ شَكَرَ
‎‎(٣٥)
 
نعمتی از سوی ما بود. ما این‌گونه هر که را شکر کند، پاداش می‌دهیم.
 
 
وَلَقَدْ أَنْذَرَهُمْ بَطْشَتَنَا فَتَمَارَوْا بِالنُّذُرِ
‎‎(٣٦)
 
مردم را از قهر ما هشدار داده بود، امّا در هشدارها جدال و ستیزه کردند.
 
 
وَلَقَدْ رَاوَدُوهُ عَنْ ضَيْفِهِ فَطَمَسْنَا أَعْيُنَهُمْ فَذُوقُوا عَذَابِي وَنُذُرِ
‎‎(٣٧)
 
و مهمانانش را از او خواستند ولی ما چشمانشان را نابینا و محو کردیم. «بچشید عذاب و هشدار مرا!»
 
 
وَلَقَدْ صَبَّحَهُمْ بُكْرَةً عَذَابٌ مُسْتَقِرٌّ
‎‎(٣٨)
 
و صبحگاهان عذابی پایدار به سراغشان آمد.
 
 
فَذُوقُوا عَذَابِي وَنُذُرِ
‎‎(٣٩)
 
«پس بچشید عذاب و هشدار مرا!»
 
 
وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ
‎‎(٤٠)
 
و به راستی ما قرآن را برای یادآوری ، آسان کردیم، پس آیا پندپذیری هست؟
 
 
وَلَقَدْ جَاءَ آلَ فِرْعَوْنَ النُّذُرُ
‎‎(٤١)
 
و همانا هشداردهندگان به سراغ فرعونیان آمدند.
 
 
كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا كُلِّهَا فَأَخَذْنَاهُمْ أَخْذَ عَزِيزٍ مُقْتَدِرٍ
‎‎(٤٢)
 
همه‌ی معجزات ما را تکذیب کردند، پس ما آنان را گرفتیم، چون گرفتنِ زورمندی شکست‌ناپذیر.
 
 
أَكُفَّارُكُمْ خَيْرٌ مِنْ أُولَـٰئِكُمْ أَمْ لَكُمْ بَرَاءَةٌ فِي الزُّبُرِ
‎‎(٤٣)
 
آیا کافرانِ شما از آنان بهترند؟ یا برای شما امان‌نامه‌ای در کتاب‌های آسمانی است؟
 
 
أَمْ يَقُولُونَ نَحْنُ جَمِيعٌ مُنْتَصِرٌ
‎‎(٤٤)
 
یا می‌گویند: «ما همگی متّحد و پشتیبان یکدیگریم. »
 
 
سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَيُوَلُّونَ الدُّبُرَ
‎‎(٤٥)
 
به زودی، گروه در هم شکسته خواهد شد و همه پشت‌کنان خواهند گریخت.
 
 
بَلِ السَّاعَةُ مَوْعِدُهُمْ وَالسَّاعَةُ أَدْهَىٰ وَأَمَرُّ
‎‎(٤٦)
 
آری، قیامت وعده‌گاه آنان است و آن روز، سخت‌تر و تلخ‌تر است.
 
 
إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي ضَلَالٍ وَسُعُرٍ
‎‎(٤٧)
 
که گناهکاران در گمراهی و جنونند.
 
 
يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِي النَّارِ عَلَىٰ وُجُوهِهِمْ ذُوقُوا مَسَّ سَقَرَ
‎‎(٤٨)
 
روزی که به رو در آتش کشیده می‌شوند «سوزندگی و عذاب دردناک دوزخ را بچشید!»
 
 
إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ
‎‎(٤٩)
 
ما هر چیز را به اندازه آفریده‌ایم.
 
 
صفحه
٥٣١
وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ
‎‎(٥٠)
 
و فرمان ما تنها یک بار است، مانند یک چشم بر هم زدن.
 
 
وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا أَشْيَاعَكُمْ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ
‎‎(٥١)
 
و بی‌تردید ما کسانی را که مانند شما بودند، نابود کردیم. پس آیا پندپذیری هست؟
 
 
وَكُلُّ شَيْءٍ فَعَلُوهُ فِي الزُّبُرِ
‎‎(٥٢)
 
و هر کاری که کرده‌اند، در نامه‌ها است.
 
 
وَكُلُّ صَغِيرٍ وَكَبِيرٍ مُسْتَطَرٌ
‎‎(٥٣)
 
و هرکوچک و بزرگی نوشته شده است.
 
 
إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ
‎‎(٥٤)
 
به راستی پرهیزکاران در باغ‌ها و جویبارها هستند،
 
 
فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ
‎‎(٥٥)
 
درجایگاهی راستین، نزد فرمانروایی مقتدر.
 
سوره قبلیسوره بعدی
سورۀ القمر (55 آیه)