قرآن - سورۀ قلم
چهارشنبه ۱۴۰۵/۰۵/۲۱
×
 
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ
 
به نام خداوند بخشنده‌ی مهربان.
 
 
ن ۚ وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ
‎‎(١)
 
نون. به قلم و آنچه می‌نویسند، سوگند،
 
 
مَا أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ
‎‎(٢)
 
که تو به لطف پروردگارت دیوانه نیستی.
 
 
وَإِنَّ لَكَ لَأَجْرًا غَيْرَ مَمْنُونٍ
‎‎(٣)
 
و همانا برای تو پاداشی بی‌پایان است.
 
 
وَإِنَّكَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِيمٍ
‎‎(٤)
 
و راستی که تو اخلاق بسیار بزرگوارانه‌ای داری.
 
 
فَسَتُبْصِرُ وَيُبْصِرُونَ
‎‎(٥)
 
پس به زودی می‌بینی و آنها نیز می‌بینند،
 
 
بِأَيْيِكُمُ الْمَفْتُونُ
‎‎(٦)
 
که کدام یک از شما گرفتار جنونید؟
 
 
إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ
‎‎(٧)
 
بی‌تردید پروردگارت، خود بهتر می‌داند چه کسی از راه او گمراه شده و او به ره‌یافتگان داناتر است.
 
 
فَلَا تُطِعِ الْمُكَذِّبِينَ
‎‎(٨)
 
پس، از تکذیب‌کنندگان اطاعت مکن!
 
 
وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ
‎‎(٩)
 
آنان دوست دارند که تو سازش کنی و آنان نیز با تو سازش کنند.
 
 
وَلَا تُطِعْ كُلَّ حَلَّافٍ مَهِينٍ
‎‎(١٠)
 
و از هر فرومایه که بسیار سوگند یاد می‌کند، پیروی مکن!
 
 
هَمَّازٍ مَشَّاءٍ بِنَمِيمٍ
‎‎(١١)
 
عیب‌جوست و برای سخن‌چینی در جنب‌وجوش است.
 
 
مَنَّاعٍ لِلْخَيْرِ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ
‎‎(١٢)
 
سخت بازدارنده از کار خیر و متجاوز و گنه‌کار است.
 
 
عُتُلٍّ بَعْدَ ذَٰلِكَ زَنِيمٍ
‎‎(١٣)
 
از این‌ها گذشته، خشن و گستاخ و بی‌تبار است.
 
 
أَنْ كَانَ ذَا مَالٍ وَبَنِينَ
‎‎(١٤)
 
به خاطر آن که او مال فراوان و فرزندان نیرومند دارد.
 
 
إِذَا تُتْلَىٰ عَلَيْهِ آيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ
‎‎(١٥)
 
هرگاه آیات ما بر او تلاوت شود، می‌گوید: « افسانه‌های پیشینیان است!»
 
 
صفحه
٥٦٥
سَنَسِمُهُ عَلَى الْخُرْطُومِ
‎‎(١٦)
 
به زودی بر بینی‌اش مهر خواری می‌نهیم.
 
 
إِنَّا بَلَوْنَاهُمْ كَمَا بَلَوْنَا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَيَصْرِمُنَّهَا مُصْبِحِينَ
‎‎(١٧)
 
ما مردم را آزمودیم، همان گونه که صاحبان آن باغ را آزمودیم، آن‌گاه که سوگند یاد کردند، صبحگاهان میوه‌های باغ را بچینند.
 
 
وَلَا يَسْتَثْنُونَ
‎‎(١٨)
 
و چیزی را کنار نگذارند.
 
 
فَطَافَ عَلَيْهَا طَائِفٌ مِنْ رَبِّكَ وَهُمْ نَائِمُونَ
‎‎(١٩)
 
پس هنگامی که در خواب بودند، از سوی پروردگارت آفتی بر گرد آن چرخید.
 
 
فَأَصْبَحَتْ كَالصَّرِيمِ
‎‎(٢٠)
 
پس به صورت باغی درآمد که میوه‌هایش چیده و درختانش سوخته است.
 
 
فَتَنَادَوْا مُصْبِحِينَ
‎‎(٢١)
 
بامدادان یکدیگر را ندا دادند
 
 
أَنِ اغْدُوا عَلَىٰ حَرْثِكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَارِمِينَ
‎‎(٢٢)
 
که: «اگر قصد چیدن میوه دارید، به سوی کشت‌زار و باغتان حرکت کنید.»
 
 
فَانْطَلَقُوا وَهُمْ يَتَخَافَتُونَ
‎‎(٢٣)
 
پس به راه افتادند، در حالی که آهسته با یکدیگر می‌گفتند
 
 
أَنْ لَا يَدْخُلَنَّهَا الْيَوْمَ عَلَيْكُمْ مِسْكِينٌ
‎‎(٢٤)
 
که: «مبادا امروز بینوایی در آن بر شما وارد شود!»
 
 
وَغَدَوْا عَلَىٰ حَرْدٍ قَادِرِينَ
‎‎(٢٥)
 
بامدادان، با این قرار که تهی‌دستان را محروم کنند، خود را توانا می‌پنداشتند.
 
 
فَلَمَّا رَأَوْهَا قَالُوا إِنَّا لَضَالُّونَ
‎‎(٢٦)
 
پس چون دیدند، گفتند: «ما راه را گم کرده‌ایم.
 
 
بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ
‎‎(٢٧)
 
بلکه ما بی‌بهره مانده‌ایم!»
 
 
قَالَ أَوْسَطُهُمْ أَلَمْ أَقُلْ لَكُمْ لَوْلَا تُسَبِّحُونَ
‎‎(٢٨)
 
عاقل‌ترینِ آنها گفت: «آیا به شما نگفتم چرا به پاکی نمی‌ستایید؟ .»
 
 
قَالُوا سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ
‎‎(٢٩)
 
گفتند: «پروردگار ما پاک است! قطعاً ما ستمکار بوده‌ایم.»
 
 
فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ يَتَلَاوَمُونَ
‎‎(٣٠)
 
پس به یکدیگر روی کردند، در حالی که به سرزنش هم می‌پرداختند.
 
 
قَالُوا يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا طَاغِينَ
‎‎(٣١)
 
گفتند: «وای بر ما که سرکش بوده‌ایم!
 
 
عَسَىٰ رَبُّنَا أَنْ يُبْدِلَنَا خَيْرًا مِنْهَا إِنَّا إِلَىٰ رَبِّنَا رَاغِبُونَ
‎‎(٣٢)
 
امید است پروردگارمان بهتر از آن را برای ما جایگزین کند. ما به پروردگارمان امیدواریم.»
 
 
كَذَٰلِكَ الْعَذَابُ ۖ وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ ۚ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ
‎‎(٣٣)
 
این‌گونه است عذاب! و اگر بدانند، عذاب آخرت بزرگتر است.
 
 
إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتِ النَّعِيمِ
‎‎(٣٤)
 
پرهیزکاران نزد پروردگارشان باغ‌های پر نعمت دارند.
 
 
أَفَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِينَ كَالْمُجْرِمِينَ
‎‎(٣٥)
 
پس آیا ما تسلیم‌شدگان را همچون گناهکاران قرار می‌دهیم؟
 
 
مَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ
‎‎(٣٦)
 
شما را چه شده؟ چگونه داوری می‌کنید؟
 
 
أَمْ لَكُمْ كِتَابٌ فِيهِ تَدْرُسُونَ
‎‎(٣٧)
 
آیا شما کتابی دارید که در آن می‌خوانید،
 
 
إِنَّ لَكُمْ فِيهِ لَمَا تَخَيَّرُونَ
‎‎(٣٨)
 
که در آن ، هر چه را شما بخواهید و برگزینید، برای شما خواهد بود؟
 
 
أَمْ لَكُمْ أَيْمَانٌ عَلَيْنَا بَالِغَةٌ إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ ۙ إِنَّ لَكُمْ لَمَا تَحْكُمُونَ
‎‎(٣٩)
 
یا مگر برای شما پیمان‌هایی رسا به عهده‌ی ماست که تا روز قیامت، هر چه را حکم کنید، برای شما باشد؟
 
 
سَلْهُمْ أَيُّهُمْ بِذَٰلِكَ زَعِيمٌ
‎‎(٤٠)
 
از آنان بپرس که کدام یک از آنان ضامن این است؟
 
 
أَمْ لَهُمْ شُرَكَاءُ فَلْيَأْتُوا بِشُرَكَائِهِمْ إِنْ كَانُوا صَادِقِينَ
‎‎(٤١)
 
یا برای آنان شریکانی است ؟ پس اگر راست‌گو هستند، شریکانشان را بیاورند.
 
 
يَوْمَ يُكْشَفُ عَنْ سَاقٍ وَيُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ
‎‎(٤٢)
 
روزی که دشواری آشکار شود و به سجده دعوت شوند؛ ولی نتوانند.
 
 
صفحه
٥٦٦
خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ۖ وَقَدْ كَانُوا يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ وَهُمْ سَالِمُونَ
‎‎(٤٣)
 
دیدگانشان فروافتاده و خواری وجودشان را فراگرفته است. آنان به سجده دعوت می‌شدند، در حالی که تندرست بودند.
 
 
فَذَرْنِي وَمَنْ يُكَذِّبُ بِهَـٰذَا الْحَدِيثِ ۖ سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ
‎‎(٤٤)
 
پس مرا با کسی که این سخن را تکذیب می‌کند، واگذار! ما آنان را از راهی که نمی‌دانند، به تدریج پیش می‌بریم.
 
 
وَأُمْلِي لَهُمْ ۚ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ
‎‎(٤٥)
 
و به آنان مهلت می‌دهم. البتّه تدبیر من محکم و استوار است.
 
 
أَمْ تَسْأَلُهُمْ أَجْرًا فَهُمْ مِنْ مَغْرَمٍ مُثْقَلُونَ
‎‎(٤٦)
 
آیا از آنان مزدی درخواست می‌کنی که پرداخت آن بر آنان سنگین است؟
 
 
أَمْ عِنْدَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ
‎‎(٤٧)
 
یا نهان نزد آنهاست که آنان می‌نویسند؟
 
 
فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تَكُنْ كَصَاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نَادَىٰ وَهُوَ مَكْظُومٌ
‎‎(٤٨)
 
پس برای فرمان پروردگارت صبر کن و همانند همدم ماهی مباش، آن‌گاه که با دلی پر اندوه ندا داد.
 
 
لَوْلَا أَنْ تَدَارَكَهُ نِعْمَةٌ مِنْ رَبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَرَاءِ وَهُوَ مَذْمُومٌ
‎‎(٤٩)
 
اگر رحمت و لطفی از سوی پروردگارش او را در نیافته بود، قطعاً نکوهش شده به صحرایی بی‌گیاه افکنده می‌شد.
 
 
فَاجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ مِنَ الصَّالِحِينَ
‎‎(٥٠)
 
پس خداوند او را برگزید و او را از شایستگان قرار داد.
 
 
وَإِنْ يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ
‎‎(٥١)
 
و کافران، چون قرآن را می‌شنوند، نزدیک است تو را چشم بزنند و می‌گویند: «او دیوانه است.»
 
 
وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ
‎‎(٥٢)
 
درحالی که آن جز مایه‌ی تذکّر و پند برای جهانیان نیست.
 
سوره قبلیسوره بعدی
سورۀ القلم (52 آیه)